تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
( 1 ) ايشان چون از پيش او بيرون شدند دربارهء كشتن او رايزنى كردند . چون سپيده دميد عروة بر فراز غرفه خانه خويش رفت و اذان گفت . ثقيفيان از هر سو پيش آمدند و مردى از خاندان مالك به نام اوس بن عوف تيرى بر او زد كه به رگ دست او خورد و خون‌ريزى بند نيامد . در اين هنگام غيلان بن سلمة و كنانة بن عبد ياليل و حكم بن عمرو و سران همپيمانان جامة جنگ پوشيدند و سلاح برگرفتند و جمع شدند و گفتند همگان تا پاى مرگ ايستادگى مىكنيم مگر اينكه ده تن از سران خاندان مالك را بكشيم و خون ايشان را بريزيم . عروة بن مسعود چون كار ايشان را بديد گفت : دربارهء خون من با يك ديگر جنگ و كشتار مكنيد . من خون خويش را به صاحب اصلى آن پيشكش مىدهم تا بدين گونه ميان شما را اصلاح كنم . و اين كرامت و شهادتى است كه خداى متعال با آن مرا گرامى داشته و به من ارزانى فرموده است . و گواهى مىدهم كه محمد ( ص ) پيامبر خدا مرا آگاه ساخت كه شما مىكشيدم . آن گاه خويشاوندان خويش را فرا خواند و گفت : چون مردم مرا كنار شهيدانى كه همراه رسول خدا بوده‌اند و پيش از كوچيدن آن حضرت شهيد و به خاك سپرده شده‌اند به خاك سپاريد . چون درگذشت او را كنار ايشان به خاك‌سپاردند . و همين كه خبر كشته شدن او به آگهى پيامبر ( ص ) رسيد فرمود : مثل عروه چون صاحب ياسين است كه قوم خود را به خدا فرا خواند و ايشان او را كشتند . [ 1 ]

ابو مليح بن عروة

ابن مسعود بن معتب بن مالك . گويد : چون عروة بن مسعود كشته شد ، پسرش ابو مليح و برادرزاده‌اش قارب بن اسود بن مسعود به مردم طائف گفتند : اينك كه عروه را كشتيد هرگز در هيچ كارى با شما هماهنگ نخواهيم بود و سپس هر دو به حضور پيامبر پيوستند و اسلام آوردند . رسول خدا به آنان فرمود : هر كه را مىخواهيد به دوستى و پيوستگى برگزينيد . گفتند : خدا و پيامبرش را برمىگزينيم . رسول خدا فرمود : و دايى خود ابو سفيان بن حرب را و با او هم سوگند و همپيمان شويد . آنان چنان كردند و در خانه مغيره بن شعبه منزل گرفتند و چندان در مدينه
هامش
[ 1 ] . موضوع اين مؤمن بزرگوار در آيات 25 - 19 سى و ششمين سوره قرآن مجيد ( يس ) آمده است . لطفا به تفسير ابو الفتوح رازى ، ج 9 ، چاپ مرحوم شعرانى ، تهران ، 1385 ق ، ص 270 مراجعه شود .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 389 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد