( 1 ) خضاب نمىبست .
گويد فضل بن دكين ما را خبر داد كه * عمرو بن دينار به سال يكصد و بيست و شش درگذشت و در مكه فتوا مىداد و چون درگذشت ، پس از او ابن ابى نجيح فتوا مىداد . عمرو بن دينار محدثى مورد اعتماد و استوار و بسيار حديث بود .
ابو الزبير
نامش محمد و نام پدرش مسلم و نام نياى او تدرس است .
گويد يزيد بن هارون ، از يحيى بن سعيد ، از ابو الزبير كه آزاد كرده و وابستهء حكيم بن حزام بن خويلد است ، همچنين از گفتهء هشيم ، از حجّاج و ابن ابى ليلا ، از عطاء مرا خبر دادند كه مىگفته است * حضور جابر بن عبد الله انصارى مىرفتيم و براى ما حديث مىكرد و چون بيرون مىآمديم احاديث او را بازگو مىكرديم . ابو الزبير از همهء ما بهتر حديث را حفظ مىكرد .
گويد عبد الرحمان بن يونس ، از سفيان ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو الزبير خضاب نمىبسته است .
گويد هارون بن معروف از ابن عيينة ، از ابو الزبير براى ما نقل كرد كه مىگفته است * در محضر جابر بن عبد الله ، عطاء مرا وامىداشت كه براى ايشان حديث بپرسم .
ابو الزبير محدثى مورد اعتماد و پر حديث بود . ولى شعبه به سبب كار ناهنجارى كه مىپنداشت ابو الزبير در معاملهيى انجام داده است حديث كردن از او را رها كرد ، اما مردم همچنان از او روايت كردهاند .
عبيد الله بن ابى يزيد
از آزاد كردگان و وابستگان خاندان قائظ است و ايشان از بنى كنانة و همپيمانان بنى زهرهاند .
ابن جريج و سفيان بن عيينة از او روايت كردهاند .
سفيان مىگويد * به عبيد الله بن ابى يزيد گفتم : همراه چه كسى پيش ابن عباس مىرفتى ؟ گفت : همراه عطاء و ديگران ، ولى طاوس همراه خواص پيش ابن عباس مىرفت .