تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
( 1 ) ثواب داشته كه مادرش سكينه دختر مطرف بن عبد العزيز بن ابى الازعر از قبيلهء اسلم است .

عثمان بن ضحّاك

ابن عثمان بن عبد الله بن خالد بن حزام بن خويلد بن اسد بن عبد العزى بن قصىّ . محمد بن عمر واقدى و جز او از عثمان بن ضحاك روايت كرده‌اند .

پسرش ، ضحاك بن عثمان بن ضحاك

مصعب بن عبد الله زبيرى و جز او از ضحاك روايت كرده‌اند .

هشام بن عبد الله

ابن عكرمة بن عبد الرحمان بن حارث بن هشام مخزومى . مادرش از خاندان مرّة است . او همواره از پيوستگان و ياران ويژه هشام بن عروة بوده و احاديث بسيارى از او شنيده است ولى خودش نقل نمىكرده است . او مردى بزرگ و محتسب بوده و همواره امر به معروف و نهى از منكر مىكرده است . هنگامى كه هارون الرشيد حج گزارد . ابو بكر بن عبد الله زبيرى كه از سوى او حاكم مدينه بود به استقبال او رفت و گروهى از روى شناسان مردم مدينه را با خود پيش هارون برد و در نقره [ 1 ] با هارون ديدار و بر او : سلام كرد . هارون از همراهان او پرسيد و ابو بكر بن عبد الله زبيرى از هشام بن عبد الله نام برد و او را ستود . هارون هشام را فرا خواند . هشام به حضور هارون رفت و بر او سلام داد و او را دعا كرد و با او سخنانى گفت كه هارون را خوش آمد . هشام ، هارون را پند داد و اندرز گفت . هارون او را به سرپرستى قضاى مدينه گماشت و چهار هزار دينار به او پاداش داد . هشام بن عبد الله مردى بخشنده و رعايت كننده پيوند خويشاوندى و داراى كنيهء
هامش
[ 1 ] . نام جايى در راه مكه و بر سر راه كوفه كه داراى استخر و سه چاه آب بود كه دو چاه را هارون فراهم آورده و به نام رشيد موسوم بوده است . به معجم البلدان ، ج 7 ، ص 308 مراجعه شود .