تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
( 1 ) عبد الرحمان از سعيد بن محمد تقاضا كرد سرپرستى جمع‌آورى زكات ناحيهء سكونت قبيله‌هاى اسد و طيئ را بپذيرد . سعيد گفت : نخواهم پذيرفت . و عبد الرحمان همچنان در آن باره به او پيام مىفرستاد . سرانجام سعيد پيش او آمد و گفت : به خوبى مىدانم كه تو مىخواهى نسبت به من خوبى كنى ولى خوبى كردن كامل تو نسبت به من اين است كه مرا از پذيرفتن اين كار معاف دارى كه من خواهان اين شغل نيستم و خداى را سپاس و ستايش كه بىنياز از اين كارم . عبد الرحمان بن ابى الزناد او را به حال خود رها كرد و معاف داشت .

ابن ابى حبيبة

نام اصلى او ابراهيم و پسر اسماعيل بن ابى حبيبة و كنيه‌اش ابو اسماعيل است . او بردهء آزاد كرده و وابستهء عبد الله بن سعد بن زيد اشهلى بوده است . ابن ابى حبيبة مردى پارسا و همواره انجام دهنده نماز و روزه مستحبى بود . آن چنان كه شصت سال همواره روزه مىداشت . او به سال يكصد و شصت و پنج در خلافت مهدى عباسى در هشتاد و دو سالگى درگذشت و محدثى كم حديث بود .

كثير بن عبد الله

ابن عوف . محدثى كم حديث بود و او را ضعيف مىشمردند .

يزيد بن عياض

ابن جعد بن ليثى . كنيه‌اش ابو حكم و از نژادگان قبيلهء ليث بود . او به بصره منتقل و ساكن آن جا شد و همان جا به روزگار حكومت مهدى عباسى درگذشت . مردى كم حديث بود كه او را ضعيف مىشمردند .