تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
( 1 ) خالد بن قاسم اين فرزندان را داشته است : ام قاسم و . . . [ 1 ] كه مادرشان كنيزى بوده است . كنيهء خالد ، ابو محمد بوده و در نود و سه سالگى و به سال يكصد و شصت و سه درگذشته است . او محدثى كم حديث بوده است .

سعيد بن محمد

ابن ابى زيد از فرزندان معلى بن لوذان بن حارثة بن عدى بن زيد بن ثعلبة بن مالك بن زيد مناة بن حبيب بن عبد حارثة بن مالك بن جشم بن خزرج است . محمد بن عمر واقدى ما را خبر داد و گفت * سعيد بن محمد بن ابى زيد مردى اهل دين و پارسايى و فضيلت و عقل بود . مختصر زمينى شوره‌زار داشت كه در آمدش ساليانه دو دينار بود و او با همين درآمد مقتصدانه زندگى مىكرد و با آن قناعت مىورزيد . بامداد خودش همراه كنيزك خويش آن جا مىرفت و براى كنيزك مقدارى خرماى نارسيده جمع مىكرد و همراه او براى زن خويش مىفرستاد و بر اين سختى و تنگدستى شكيبا بود هرگز از آن حال گله‌مند نبود و به هيچ روى شكوه‌اى نداشت . بسيار كسان به او پيام مىفرستادند و چيزى روانه مىكردند و او نمىپذيرفت و مىگفت در خير و آسايشم و بر آنان خشم مىگرفت و سخت دلگير مىشد . از همگان خويشتن‌دارتر بود . او پيش ما مىآمد و در حالى كه در زمستان و تابستان فقط دو جامه بر تن داشت كه هرگز آن را پاكيزه نديديم ، براى ما حديث نقل مىكرد . هر گاه او را به ميهمانى مىخواندند مىپذيرفت ولى چيزى نمىخورد . براى ميزبان دعا مىكرد . و چون از او مىپرسيدند كه ابو محمد چرا از اين غذا چيزى نمىخورى ؟ پاسخ مىداد كه خوش نمىدارم شكم خويش را به غذاى گوارا عادت دهم كه در نتيجه به آنچه خود مىدهمش ناخشنود باشد . نمىخواهم شكم آرزومند چنين خوراكى شود . گويد : و چون عبد الرحمان بن ابى الزناد سرپرست خراج مدينه شد براى سعيد بن محمد صد دينار فرستاد گفت : سوگند به خدا كه هرگز نمىپذيرم و پذيرش آن در خور من نيست . سبحان الله آيا عبد الرحمان بن ابى الزناد از اين كار خود آزرم نمىدارد ؟ گويد :
هامش
[ 1 ] . افتادگى در متن است .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 295 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد