تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
( 1 ) محمد بن عمر واقدى از گفتهء عبد الرحمان بن ابى موال ما را خبر داد كه مىگفته است * زيد بن حسن را مىديدم كه سوار مىشد و مىآمد و كنار سوق الظهر مىايستاد و خود مىديدم كه مردم به او مىنگريستند و از تناورى او شگفت مىكردند و مىگفتند نياى او رسول خداست . محمد بن عمر واقدى مىگويد * زيد بن حسن گاهى از جابر بن عبد الله روايت مىكرده است . محمد بن عمر واقدى از گفتهء عبد الله بن ابى عبيده به ما خبر داد كه مىگفته است * روز مرگ زيد بن حسن كه در منطقهء بطحاء ابن ازهر در چند ميلى مدينه درگذشته بود و جنازه‌اش را به مدينه مىآوردند پشت سر پدرم سوار بر مركب بودم همين كه به گردنه و ميان دو منار رسيديم جنازهء زيد بن حسن كه آن را در هودجى نهاده و بر شتر بار كرده بودند پيدا شد . عبد الله بن حسن بن حسن در حالى كه رداى خود را به كمر بسته بود و پشتش برهنه بود پياده پيشاپيش آن در حركت بود پدرم به من گفت : پسرجان ! پياده شو ركاب را بگير تا من پياده شوم . به خدا سوگند اگر عبد الله پياده حركت كند و من سوار باشم هرگز مهر و رحمتى نسبت به من نخواهد ورزيد - هيچ پوزشى از من پذيرفته نخواهد بود - پدرم پياده شد و من سوار بر خر شدم . پدرم همچنان پياده مىرفت تا پيكر زيد را به خانه‌اش در محلهء بنى حديله بردند و غسل دادند و سپس بر سرير نهادند و به سوى بقيع بردند .

حسن بن حسن

ابن على بن ابى طالب بن عبد المطلب بن هاشم . مادرش خولة دختر منظور بن زبّان بن سيّار بن عمرو بن جابر بن عقيل بن هلال بن سمىّ بن مازن بن فزاره بوده است . حسن بن حسن اين فرزندان را آورده است : محمد كه مادرش رملة دختر سعيد بن زيد بن عمرو بن نفيل بن عبد العزّى بن رياح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب بوده است . عبد الله كه در كوفه در زندان ابو جعفر منصور درگذشته است و حسن و ابراهيم كه اين دو هم در زندان منصور درگذشته‌اند ، زينب كه وليد بن عبد الملك بن مروان با او ازدواج كرده و سپس از او جدا شده است و ام كلثوم كه مادر اين پنج تن فاطمه دختر حسين بن على بن ابى طالب بوده است و مادر فاطمه‌ام اسحاق دختر طلحة بن عبيد الله بن عثمان بن عمرو بن كعب بن سعد بن