تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
( 1 )

صالح بن ابى صالح

كنيه‌اش ابو عبد الله و بردهء آزاده كرده توأمة است . اين توأمة دختر اميه بن خلف جمحى است ، و چون دو خواهر در يك شكم بوده‌اند بر يكى نامى نهاده‌اند و ديگرى را توأمة - همزاد ، دو قلو - گفته‌اند . همين توأمة ، ابو صالح پدر صالح را كه نامش نبهان بوده آزاد كرده است . صالح بن ابى صالح از مشايخ قديمى است و گاهى از ابو هريره روايت كرده است . او تا سال يكصد و بيست و پنج زندگى كرده و در آن سال درگذشته است . او را احاديث اندكى است و خود محدثان را ديدم كه حديث او را پاس مىدارند .

ابو عمرو بن حماس

بردهء آزاد كردهء خاندان ليث بن عبد مناف بن كنانة است . محمد بن عمر واقدى از گفتهء يعقوب بن محمد بن طحلاء ، از قول پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو عمرو بن حماس مردى از خاندان ليث و كم حديث و در عبادت سختكوش بوده و تمام شب را نماز مىگزارد و چون شيفته نگريستن بر زنها بود دعا كرد تا خداوند چشم او را از ميان ببرد و كور شد . آن گاه تاب كورى نياورد و خدا را فرا خواند تا چشم او را بازگرداند . او در حالى كه در مسجد نماز مىگزارد سر خود را بلند كرد و قنديل را ديد غلام خود را فرا خواند و گفت : اين چيزى كه مىبينم چيست ؟ گفت : قنديل است . گفت : آن ديگرى چيست ؟ و همه قنديلهاى مسجد را ديد و شمرد و آن گاه به شكرانه لطف خدا كه ديده‌اش را برگردانده بود سر بر سجده نهاد . گويد : پس از آن هر گاه زنى را مىديد سر به زير مىافكند . او همه روز روزه مىداشت و چون نماز مغرب را مىگزارد به خانه‌اش مىرفت و روزه مىگشاد . گويد : به همين سبب سست و ناتوان مىشد و چشمهايش بر هم مىافتاد و مىخوابيد و بيشتر شبها شركت در نماز جماعت عشا را از دست مىداد .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 133 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد