( 1 ) برادر آن دو محمد بن عبيد طنافسى [ 1 ] گويد عبد الله بن حبيب بن ابى ثابت براى من نقل كرد كه * خودم محمد بن كعب قرظى را ديدم داستان مىگفت . مردى گريست . محمد بن كعب برخاست و داستان خود را قطع كرد و گفت : اين گريه كننده چه كسى بود ؟ گفتند : از فلان گروه . گفت : گويا اين داستان را خوش نداشت .
سعيد بن سليمان ما را خبر داد و گفت از ابو معشر شنيدم كه مىگفت كه * محمد بن كعب قرظى به سال يكصد و هشت درگذشته است ، و از كس ديگرى غير از ابو معشر شنيدم كه مىگفت : محمد بن كعب در مسجدى سرگرم داستان سرايى بود ، مسجد بر او و يارانش فرو ريخت و كشته شدند . [ 2 ]
محمد بن سعد مىگويد ابو نعيم فضل بن دكين هم مىگفت كه * محمد بن كعب قرظى به سال يكصد و هشت درگذشته است ولى محمد بن عمر واقدى و دانشمندان ديگر بر خلاف آن دو مىگويند كه محمد بن كعب به سال يكصد و هفده يا يكصد و هيجده درگذشته است و خدا داناتر است .
محمد كعب قرظى مردى دانشمند و پارسا و پرحديث بوده است . خدايش رحمت كناد و از او خشنود باد .
عبد الله بن خراش كلبى
از ابو هريره و كعب روايت كرده است . بكير بن مسمار و موسى بن عبيدة ربذى و جز آن دو از او روايت كردهاند .
عبد الله بن دينار
ابن مكرم اسلمى ، او را احاديث اندكى است .
هامش
[ 1 ] . مرجع ضمير روشن نيست ، شايد زائد باشد - م .
[ 2 ] . محمد بن كعب قرظى و كعب الاحبار از كسانى هستند كه در نقل و انتقال افسانههاى اسرائيلى سهمى بسزا و چشمگير داشتهاند و بسيار داستان سرايى كردهاند .