تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
( 1 )

ابو صالح سمّان

همان زيّات است . نام او ذكوان و از آزاد كردگان و وابستگان قبيلهء غطفان بوده است . و گفته‌اند از موالى زنى به نام جويريه از قبيلهء قيس بوده است . او پدر سهيل بن ابى صالح مدنى است . از ابو صالح سمان ، عبد الله بن دينار ، قعقاع بن حكيم ، زيد بن اسلم ، سمى وابستهء ابو بكر بن عبد الرحمان بن حارث بن هشام مخزومى كه از مردم مدينه‌اند روايت كرده‌اند . و حكم ، عاصم بن ابى النّجود ، سليمان اعمش كه از مردم كوفه‌اند نيز از او روايت كرده‌اند . ابو صالح كه محدثى مورد اعتماد و بسيار حديث بود ، براى كسب روزى به كوفه مىآمد ، ميان بنى اسد منزل مىكرد و براى بنى كاهل پيشنمازى مىنمود . عبد الرحمان بن يونس ، از سفيان ، از محمد بن اسحاق ، از ابو صالح ما را خبر داد كه مىگفته است * هر كس از ابو هريره روايت كند من مىدانم كه راستگو يا دروغگو است . عبد الرحمان بن يونس از ابو بكر بن عياش ، از عاصم ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو صالح دارى ريش پهن و بزرگى بود و همواره با انگشتان خود آن را شانه مىكرد - به هنگام وضو ساختن براى اينكه به همه موهاى ريش خود آب برساند چنان مىكرد . گويند : ابو صالح به سال يكصد و يك در مدينه در گذشته است .

ابو صالح باذام

آزاد كرده و وابستهء ام هانى دختر ابو طالب بن عبد المطلب بنى هاشم است . سماك و محمد بن سائب كلبى و اسماعيل بن ابو خالد و از او روايت كرده‌اند .

ابو صالح سميع

از عبد الله بن عباس روايت كرده است .