( 1 ) و ام عبد الله و ام ايوب و ام عاصم كه مادرشان حسنة دختر بكير بن جارية بن عامر بن مجمع است . و جميل كه مادرش كنيزى است . و عبد الكريم و عبد الرحمان كه مادرشان امامة دختر عبد الله بن سعد بن خيثمة از خاندان عمرو بن عوف است . عبد الرحمان كه مادرشان امامة دختر عبد الله بن سعد بن خيثمة از خاندان عمرو بن عوف است . عبد الرحمان بن يزيد به روزگار پيامبر ( ص ) متولد شده است و از افراد قديمى است . او از عمر بن خطاب روايت كرده است و از سوى عمر بن عبد العزيز عهدهدار منصب قضاوت مدينه بوده است و به سال نود و سوم به روزگار حكومت وليد بن عبد الملك در مدينه درگذشته است . كنيهء عبد الرحمان بن يزيد ، ابو محمد و مردى مورد اعتماد و كم حديث است .
مجمع بن يزيد
ابن جاريه بن عامر بن مجمع بن عطّاف بن ضبيعه بن زيد . مادرش حبيبة دختر جنيد بن كنانة بن قيس بن زهير بن جذيمة بن رواحة از خاندان عبس است . فرزندان مجمع بن يزيد عبارتند از : اسماعيل و اسحاق و يعقوب و سعدى و ام اسحاق و امّ نعمان كه مادرشان سالمه دختر عبد الله بن ابى حبيبة بن ازعر بن زيد بن عطاف بن ضبيعة بن زيد از خاندان عمرو بن عوف است .
ابو سعيد مقبرى
نامش كيسان و وابستهء خاندان جندع است كه از طايفهء ليث بن بكر بن عبد منات بن كنانهاند .
چون خانهاش كنار گورستان و مقبرهها بوده به او مقبرى گفتهاند .
محمد بن عمر واقدى از وليد بن كثير و يونس بن حمران و محمد بن مسلم جوسق ، از سعيد پسر ابو سعيد مقبرى ، از قول پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * من بردهء مردى از خاندان جندع بودم . او با من قرار گذاشت كه اگر چهل هزار درم بپردازم و براى هر عيد قربان يك گوسپند بدهم آزاد شوم . چون آن مال آماده شد پيش او بردم ، ولى او از پذيرفتن مال خوددارى كرد و گفت : بايد تا هنگامى كه ستارهء ثريا طلوع مىكند صبر كنى . من پيش عمر بن خطاب رفتم و موضوع را گفتم . عمر به پردهدار خود يرفا گفت : اين مال را بگير و در بيت المال بگذار . و به من گفت : غروب بيا تا سند آزادى تو را بنويسم و صاحب تو اگر