تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
( 1 ) زيد بن حارثه عقد برادرى بستند . اسيد در جنگ بدر شركت نكرد و او و گروهى از بزرگان اصحاب رسول خدا كه از نقيبان و ديگران بودند در آن جنگ شركت نكردند كه فكر نمىكردند پيامبر ( ص ) با لشكر قريش برخورد خواهد كرد و جنگى پيش خواهد آمد كه رسول خدا ( ص ) و همراهانش براى اينكه راه را بر كاروان قريش ببندند بيرون رفته بودند ، و چون كاروانيان مطلع شده بودند ، كسى را به مكه فرستادند تا قريش را آگاه سازد و كاروان را از كنار دريا عبور دادند و گذشتند و قريش از مكه بيرون آمدند كه كاروان خود را حفظ كنند و بدون قرار قبلى با رسول خدا در بدر رو به رو شدند . واقدى از ابو بكر بن عبد الله بن ابى سبرة ، از عبد الله بن ابى سفيان آزاد كردهء ابن ابى احمد نقل مىكند كه مىگفته است * هنگامى كه پيامبر ( ص ) از بدر برگشتند اسيد بن حضير به ديدار آن حضرت رفت و گفت : سپاس خداوندى را كه تو را پيروزى داد و چشمت را روشن ساخت ، اى رسول خدا به خدا سوگند علتى كه از حضور در جنگ بدر تخلف كردم اين بود كه مىپنداشتم شما براى گرفتن كاروان مىروى و هرگز خيال نمىكردم كه با دشمن روياروى خواهى شد و اگر چنين گمانى داشتم . از شركت خوددارى نمىكردم . پيامبر ( ص ) فرمودند : راست مىگويى . واقدى مىگويد : اسيد در جنگ احد شركت كرد و هفت زخم برداشت و هنگامى كه مردم گريختند او همراه پيامبر پايدارى كرد و در جنگ خندق و تمام جنگهاى ديگر هم همراه پيامبر بود و از ياران گزينه و بلند پايه رسول خداست . ابو بكر بن عبد الله بن ابى اويس از سليمان بن بلال و ابو سلمه موسى بن اسماعيل منقرى از عبد العزيز بن محمد درآوردى ، همگى از سهيل بن ابى صالح ، از پدرش ، از ابو هريرة نقل مىكنند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) فرموده‌اند : اسيد بن حضير نيك مردى است . يزيد بن هارون و عفان بن مسلم و سليمان بن حرب همگان از حماد بن سلمه ، از ثابت بنانى ، از ابن مالك نقل مىكنند كه مىگفته است * اسيد بن حضير و عباد بن بشر در شبى بسيار تاريك حضور پيامبر ( ص ) بودند و سخن مىگفتند ، و چون از خانهء آن حضرت بيرون آمدند چوبدستى يكى از ايشان از خود نورى بيرون داد كه آن دو در روشنايى آن حركت مىكردند و چون راه آن دو از يك ديگر جدا شد چوبدستى هر كدامشان نورانى شد و هر يك در روشنايى عصاى خود حركت مىكرد . فضل بن دكين از سفيان بن عيينة ، از هشام بن عروه ، از پدرش ، و عبد الله بن مسلمة بن قعنب حارثى و خالد بن مخلد هر دو از سليمان بن بلال ، از يحيى بن سعيد ، از بشير بن يسار