تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
( 1 ) خوله گفت : تو بر من حرام شدى . خوله گفت : تو الفاظ طلاق را نگفتى . خوله به حضور پيامبر ( ص ) رسيد ، و آنچه را شوهرش گفته بود ، به اطلاع ايشان رساند و چند بار آمد و سپس گفت : پروردگارا من از شدت تنهايى و فراق شوهرم به تو شكايت مىكنم . [ 1 ] عايشه گويد : من و هر كس كه در خانه بود بر او رحمت آورديم و گريستيم و در اين هنگام بر پيامبر ( ص ) وحى نازل شد و چون حال وحى سپرى شد ، پيامبر ( ص ) در حالى كه لبخند مىزدند فرمودند : اى خولة خداوند در مورد تو و شوهرت آيتى از قرآن نازل فرمود و رسول خدا آيات اول سورهء مجادله را تلاوت فرمود و سپس به خوله فرمود : به شوهرت بگو برده‌اى آزاد كند . گفت : نمىتواند و ثروتى ندارد . فرمود : بگو دو ماه پياپى روزه بگيرد . گفت : توان و ياراى اين كار را ندارد . فرمود : بگو شصت فقير را خوراك دهد . گفت : از كجا براى او ممكن است . فرمود : به او بگو پيش ام منذر دختر قيس برود و از او نيم خروار خرما بگيرد و همان را به شصت فقير صدقه دهد . [ 2 ] خولة نزد اوس برگشت . اوس پرسيد چه خبر دارى ؟ گفت : خبر خوش و تو بايد چيزى پرداخت كنى و خبر را به او داد . اوس پيش ام منذر آمد و خرما را از او گرفت و به هر يك از شصت فقير دو مدّ [ 3 ] خرما داد .

نعمان بن مالك

ابن ثعلبة بن دعد بن فهر بن ثعلبة بن غنم بن عوف بن عمرو بن عوف بن خزرج . ثعلبة بن دعد همان كسى است كه به قوقل [ 4 ] معروف شده است و او داراى عزت و شوكت بوده و براى اشخاص خائف و ترسان كه پيش او مىآمده‌اند ، مىگفته است هر كجا مىخواهى برو كه در امانى و به همين جهت تمام فرزندان غنم و سالم به قواقلة معروف‌اند و نام آنان در ديوان هم با همين عنوان ثبت است . نعمان در جنگ بدر و احد شركت كرد و در جنگ احد شهيد شد .
هامش
[ 1 ] . ظاهراً پاسخ پيامبر ( ص ) كه فرموده‌اند خيال مىكنم بر شوهرت حرامى حذف شده است - م . [ 2 ] . اين موضوع در تفاسير قرآن هم در شأن نزول اين آيات با اختلافات مختصرى آمده است ، ر ك : شيخ طبرسى . مجمع البيان ، ج 9 ، 10 ، ص 247 ، و ابو الفتوح رازى ، تفسير ، ج 11 ، چاپ مرحوم آقاى شعرانى ، ص 65 - م . [ 3 ] . مدّ ، مقدار آن مورد اختلاف است . در رساله‌هاى عمليه آن را تقريباً معادل 750 گرم دانسته‌اند ، ر ك : بخش كفارهء روزه در توضيح المسائل - م . [ 4 ] . قوقل ، به ضم اول به معنى كبك و مرغ سنگخوار است و به معنى خراميدن و راه رفتن هم آمده است - م .