( 1 ) را پيشاهنگ فرستاد كه برايش خبر آورند . آن دو اسب سوار بودند ، عكاشه بر اسبى به نام زرام و ثابت بر اسبى به نام محبر . آن دو ، به طليحه و سلمة پسران خويلد برخوردند كه آنان هم به عنوان پيشاهنگ آمده بودند . طليحه با عكاشه و سلمه با ثابت درگير شدند . چيزى نگذشت كه سلمه ، ثابت را كشت ، در اين هنگام طليحه بانگ برداشت و سلمه را به يارى خواست و گفت مرا يارى ده كه عكاشه مىكشدم . سلمه هم بر عكاشه حمله برد و دو نفرى عكاشه را هم كشتند . خالد بن وليد همراه مسلمانان رسيد ، ناگاه متوجه جسد ثابت شدند كه زير دست و پاى افتاده بود و اين كار بر مسلمانان سخت گران آمد و چون اندكى ديگر راه پيمودند جسد عكاشه را هم ديدند كه زير دست و پاى افتاده است .
واقدى از عبد الملك بن سليمان ، از ضمرة بن سعيد ، از ابو سلمة بن عبد الرحمن ، از ابو واقد ليثى نقل مىكند كه مىگفته است * در آن روز ما دويست تن جلودار بوديم و زيد بن خطاب بر ما فرمانده بود . عكاشه و ثابت پيشاپيش ما حركت مىكردند و چون به جسد آن دو رسيديم سخت اندوهگين شديم و همان جا ايستاديم تا خالد بن وليد پس از اندكى رسيد . دستور داد گورى كنديم و آن دو را با جامهها و بدنهاى خون آلودهشان دفن كرديم .
گويد : زخمهاى سنگينى بر بدن عكاشه ديديم . واقدى مىگويد : اين صحيحتر سخنى است كه دربارهء كشته شدن آن دو شنيدهايم و طليحه اسدى آن دو را در بزاخة در سال دوازدهم كشته است .
زيد بن اسلم
ابن ثعلبة بن عدى بن جد بن عجلان . او را فرزندى نبوده است . در بدر و احد شركت كرده است و محمد بن اسحاق همچنين مىگويد . [ 1 ]
عبد الله بن سلمة
ابن مالك بن حارث بن عدى بن جدّ بن عجلان . كنيهاش ابو الحارث است و اعقاب او زنده هستند . محمد بن اسحاق همچنين مىگويد . از جمله فرزندزادگان او ابو عبد الرحمن محمد
هامش
[ 1 ] . عبيد الله بن ابى رافع مىگويد : زيد در جنگهاى امير المؤمنين على ( ع ) همراه ايشان بوده است . هشام كلبى مىگويد : زيد در بزاخه همراه عكاشه و ثابت در آغاز خلافت ابو بكر كشته شده است . ر ك : ابن اثير ، اسد الغابه ، ج 2 ، ص 220 - م .