تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
( 1 ) محمد بن عمر واقدى از محمد بن عبد الله ، از زهرى ، از عروة بن زبير و عبد الله بن عبد الله بن حارث نقل مىكند كه آن دو مىگفته‌اند * پيامبر ( ص ) محمية بن جزء زبيدى را به سرپرستى خمس غنايم منصوب فرمود و آنچه از خمس به دست مىآمد پيش او جمع مىشد .

از خاندان جمح بن عمرو بن هصيص بن كعب

عمير بن وهب بن خلف

ابن وهب بن حذافة بن جمح . كنيه‌اش ابو اميه و مادرش ام سخيلة دختر هاشم بن سعيد بن سهم است . عمير پسرى به نام وهب بن عمير داشته كه سالار بنى جمح بوده است و دو پسر ديگر به نامهاى امية و ابىّ كه مادر هر سه رقيقة يا خالده دختر كلدة بن خلف بن وهب بن حذافة بن جمح است . عمير بن وهب در جنگ بدر همراه مشركان بود و او را به عنوان پيشاهنگ فرستادند تا همراهان پيامبر ( ص ) را بررسى كند و شمار آنان و ساز و برگ ايشان را تخمين بزند و خبر بياورد و او همان گونه رفتار كرد . عمير بن وهب بسيار مايل بود كه قريش را از رويارويى و جنگ با پيامبر ( ص ) باز دارد و نگذارد جنگ بدر صورت گيرد و چون جنگ در گرفت پسرش وهب اسير شد . رفاعة بن رافع بن مالك زرقى او را اسير كرد . عمير به مكه برگشت ، صفوان بن اميه همراه او در حجر اسماعيل نشست و گفت : اگر به مدينه به روى و محمد را بكشى پرداخت وام تو و هزينهء عائله‌ات بر عهدهء من خواهد بود و تا هنگامى كه زنده باشم از آنان نگهدارى مىكنم و براى تو چنين و چنان خواهم كرد . عمير با او توافق كرد و گفت : من براى رفتن پيش محمد بهانهء هم دارم و خواهم گفت براى پرداخت فديهء آزادى پسرم آمده‌ام . عمير به مدينه رفت و در حالى كه شمشير همراه خود داشت وارد مسجد شد . پيامبر ( ص ) هم در مسجد بودند و همين كه او را ديدند فرمودند : قصد مكر و خدعه دارد و خداوند مانع او از انجام دادن قصدش خواهد بود . عمير پيش رفت تا به پيامبر ( ص ) سلام دهد . پيامبر فرمودند : چرا اسلحه همراه دارى ؟ گفت : وقتى داخل مسجد شدم فراموش كردم كنار بگذارم . پرسيدند براى چه آمده‌اى ؟ گفت : آمده‌ام فديهء پسرم را بپردازم . فرمودند : در
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 179 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد