تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
( 1 ) شب را به صبح رسانديم ، شهادت بهرهء او شد و من محروم گرديدم . آيا همين موضوع كافى نيست كه فضيلت او را بر من ، براى شما آشكار سازد ؟ سپس گفت : چرا اين نوجوانان را از مجالس و انجمنهاى خويش دور مىكنيد ، چنين مكنيد ، به آنان جا دهيد و آنان را به خود نزديك سازيد و براى آنان حديث بخوانيد و احاديث را به آنان بفهمانيد . درست است كه امروز در زمرهء كودكان و نوجوانان هستند ، ولى به زودى بزرگان قوم خواهند شد ، همچنان كه ما روزگارى از كودكان قوم بوديم و امروز از بزرگان قوم خود هستيم . محمد بن عمر واقدى از ثور بن يزيد ، از زيد ، از زياد نقل مىكند كه مىگفته است * هشام بن عاص روز جنگ اجنادين بانگ برداشت كه اى گروه مسلمانان اين كوردلان ختنه ناشده را بر شمشير ياراى مقاومت نيست ، چنان كنيد كه من مىكنم ، و خود را ميان دشمن انداخت و تنى چند از ايشان را كشت تا كشته شد . همچنين محمد بن عمر واقدى از مخرمة بن بكير ، از ام بكر دختر مسور بن مخرمة نقل مىكند كه مىگفته است * هشام بن عاص بن وائل مردى صالح بود ، روز جنگ اجنادين از مسلمانان اندكى سستى و عقب‌نشينى از مقابل دشمن ديد ، مغفر از چهرهء خود برداشت و شروع به پيشروى در قلب دشمن كرد و فرياد مىكشيد : اى گروه مسلمانان پيش من آييد من هشام بن عاصم ، آيا از بهشت مىگريزيد ؟ و چندان جنگ كرد تا كشته شد . همچنين واقدى از عبد الملك بن وهب ، از جعفر بن يعيش ، از زهرى ، از عبيد الله بن عبد الله بن عتبة نقل مىكند كه مىگفته است * يكى از حاضران در جنگ برايم نقل كرد كه هشام بن عاص ضربتى به فردى از غسان زد كه ريه‌اش بيرون ريخت و ديگر غسانيان بر هشام حمله آوردند و چندان بر او شمشير زدند كه او را كشتند . گويد ، جسدش زير دست و پاى اسبها افتاده بود و برادرش عمرو عاص حمله كرد و پاره‌هاى تن او را جمع كرد و به خاك سپرد . محمد بن عمرو واقدى از ثور بن يزيد ، از خلف بن معدان نقل مىكند * چون در جنگ اجنادين روميان گريختند . به جايى پناه بردند كه چنان تنگ بود كه فقط يك تن مىتوانست از آن بگذرد و روميان همين كه از آن تنگه گذشتند ، كنار آن به مقاومت پرداختند . در اين هنگام هشام بن عاص پيش رفت و چندان جنگ كرد كه كشته شد و كنار همان تنگه بر زمين افتاد و راه عبور را بست و چون مسلمانان كنار آن تنگه رسيدند ، توقف كردند و بيم داشتند كه اسبان بدن هشام را زير دست و پا پاره پاره كنند و بكوبند . عمرو بن