تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
( 1 ) خوابى ديد . ابو بكر بن عبد الله بن ابو اويس از سليمان بن بلال ، از علقمة بن ابو علقمة نقل مىكند كه مىگفته است * به من خبر رسيده كه نام شمشير رسول خدا ذو الفقار و نام رايت ايشان عقاب بوده و خدا داناتر است . محمد بن عمر واقدى از ابو بكر بن عبد الله بن ابو سبرة ، از مروان بن ابو سعيد بن معلّى نقل مىكرد * به رسول خدا ( ص ) از سلاح بنى قينقاع سه شمشير رسيد ، شمشير قلعى [ 1 ] و شمشيرى به نام بتّار - بنياد برانداز - و شمشيرى به نام حتف - مرگ - ، و پس از آن هم دو شمشير ديگر از غنايم فلس به آن حضرت رسيد به نامهاى مخذم - بسيار بران - و رسوب - درگذرنده از هر مانع . عفان بن مسلم و عبد الواحد بن زياد خصيف از مجاهد و زياد بن ابو مريم نقل مىكردند * شمشير پيامبر ( ص ) خيفى [ 2 ] و داراى زبانه بود . عبيد الله بن موسى از اسرائيل ، از جابر ، از عامر نقل مىكند كه مىگفته است * روى نيام شمشير ذو الفقار پيامبر ( ص ) چنين خواندم ، پناه بر مؤمنان است و نبايد برده‌يى را كه صاحب ندارد به كفار رد كرد و نبايد مسلمانى در قبال خون كافر كشته شود . عمرو بن عاصم و همّام و جرير بن حازم و مسلم بن ابراهيم و يونس بن محمد مودب و اسود بن عامر همگى از قتاده ، از انس بن مالك نقل مىكنند كه مىگفته است * قبضهء شمشير رسول خدا ( ص ) از نقره بوده است . [ 3 ] عمرو بن عاصم مىگويد ، فلز انتهاى نيام و محل اتصال بند آن نيز نقره بود همچنين حلقه‌هاى ميان آنها سيمين بود . خالد بن مخلّد بجلى هم از سليمان بن بلال ، از جعفر بن محمد ( ص ) ، از پدرش نقل مىكند كه مىفرمود * فلز انتهاى نيام و حلقه‌ها و محل اتصال بند شمشير رسول خدا ( ص ) از نقره بوده است .
هامش
[ 1 ] . قلع ، قلعة ، نام جايى است كه شمشيرهاى آن معروف بوده است ، رك : معجم البلدان ، ج 7 ، ص 147 . - م . [ 2 ] . خيف هم نام جايى است نزديك يمن . - م . [ 3 ] . روايت ديگرى هم آمده است كه چون مكرر بود ترجمه نشد . - م .