- 3 -
( 1 ) على بن حجر از ابن المبارك ، از عاصم احول ، از شعبى ، از ابن عباس براى ما نقل كرد كه مىگفته است : آب زمزم به حضور پيامبر صلى اللّه عليه و سلم بردم و آن حضرت ايستاده نوشيد .
- 4 -
( 2 ) ابو كريب محمد بن علاء ، و محمد بن طريف كوفى « 1 » هر دو از قول ابن الفضل ، از اعمش « 2 » ، از عبد الملك بن ميسرة ، از نزّال بن سبرة « 3 » براى ما نقل كردند كه مىگفته است :
در حالى كه على ( ع ) در صحن مسجد كوفه بود براى او كوزه آبى آوردند ، كف دستى از آن گرفت و دو دست خويش را شست و سپس مشتى ديگر آب گرفت و مضمضه كرد و پس از آن استنشاق كرد و بر چهره و دو ساعد خود آبى اندك ريخت و بر سر خويش مسح كشيد . آنگاه همچنان ايستاده آب آشاميد و گفت اين وضوى كسى است كه از او حدثى سر نزده است ، و خود ديدم كه رسول خدا صلى اللّه عليه و سلم اين چنين رفتار فرمود . « 4 »
- 5 -
( 3 ) قتيبة بن سعيد و يوسف بن حمّاد معنى « 5 » هر دو از قول عبد الوارث بن سعيد « 6 » ، از ابى عصام « 7 » از انس بن مالك نقل مىكردند كه مىگفته است : پيامبر صلى اللّه عليه و سلم هرگاه آب مىنوشيد ، سه جرعه مىآشاميد و در هر جرعه نفس مىكشيد و مىفرمود : اين گونه آب
هامش
( 1 ) . محمد بن طريف كوفى كه كنيهاش ابو جعفر است ، به سال 242 درگذشته است .
( 2 ) . اعمش ، سليمان بن مهران اسدى از محدثان بزرگ و درگذشته به سال 148 هجرى است كه همگان احاديث او را نقل كردهاند . به الكنى و الالقاب مرحوم محدث قمى ( ره ) ، جلد دوم ، صفحهء 39 مراجعه فرماييد .
( 3 ) . نزّال ، از محدثان كوفه است كه برخى گفتهاند ، اندكى افتخار مصاحبت داشته است .
( 4 ) . اين حديث را بخارى هم با افزونى اين جمله « برخى ايستاده آشاميدن آب را مكروه مىدانند ولى پيامبر ( ص ) همينگونه رفتار فرمود كه من رفتار كردم » در صحيح ، چاپ اميريه ، جلد هفتم ، صفحهء 110 آورده است . برقى هم در المحاسن ، صفحهء 580 اين موضوع را كه امير المؤمنين على عليه السلام گاهى ايستاده آب مىنوشيد و اضافهء آب وضوى خود را هم ايستاده مىنوشيد و به امام حسن مىفرمود پسرم ! خودم ديدم كه جدت رسول خدا ( ص ) چنين مىفرمود ، آورده است .
( 5 ) . يوسف بن حماد منسوب به قبيله معن و درگذشته به سال 245 هجرى است .
( 6 ) . عبد الوارث تميمى ، از مردم بصره و از حافظان بنام حديث است و او از مردان سخنور بوده و به سال 180 هجرى درگذشته است .
( 7 ) . ابو عصام ، كه برخى نام او را ثمامة و برخى خالد بن عبيد نوشتهاند . مسلم و ابو داود و نسايى هم احاديث او را آوردهاند . به شماره 2443 ، ميزان الاعتدال ذهبى مراجعه فرماييد .