تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الشمائل المحمدية ( شمائل النبي ) ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
قتادة ، از انس بن مالك براى ما نقل كرد كه مىگفته است : پيامبر صلى اللّه عليه و سلم هرگز بر سفره مجلل - يا بر ميز و پياله و سينىهاى داراى ديواره « 1 » - چيزى نخورد و هرگز براى آن حضرت از آرد بيخته نان فراهم نمىشد . يونس مىگويد به قتاده گفتم بر چه چيزى غذا مىخوردند ؟ گفت : بر همين توشه‌دانهاى مسافران . محمد بن بشار گويد : اين يونس كه از قتاده روايت مىكند همان يونس اسكاف است . « 2 »

- 6 -

( 1 ) احمد بن منيع ، از عبّاد بن عباد مهلّبى « 3 » ، از مجالد ، از شعبى ، از مسروق براى ما نقل كرد كه مىگفته است : پيش عايشه رفتم ، براى من خوراكى خواست و سپس گفت : هيچ‌گاه از خوراكى دو بار سير نمىشوم مگر آنكه مىخواهم بگريم . مسروق گويد گفتم چرا مىخواهى گريه كنى ؟ گفت : احوال رسول خدا صلى اللّه عليه و سلم را به ياد مىآورم كه تا هنگامى كه از اين جهان درگذشت به خدا سوگند كه هرگز روزى اتفاق نيفتاد كه از نان و گوشت دو بار سير شود . « 4 »

- 7 -

( 2 ) محمود بن غيلان ، از ابو داود ، از شعبة ، از ابو اسحاق ، براى ما نقل كرد كه مىگفته است از عبد الرحمن بن يزيد شنيدم كه از اسود بن يزيد نقل مىكرد كه گفته است از عايشه شنيدم مىگفت : پيامبر صلى اللّه عليه و سلم تا هنگامى كه رحلت فرمود حتى از نان جو دو روز پياپى سير نشد - تا چه رسد به نان گندم . « 5 »
هامش
. 9916 ميزان الاعتدال مراجعه فرماييد . ( 1 ) . دو كلمه « خوان » و « سكرجه » كه فارسى معرب شده است ، در المعرب جواليقى آمده است به صفحات 27 ، 129 و 197 چاپ احمد محمد شاكر ، مصر مراجعه فرماييد . ( 2 ) . جواليقى همين حديث را با اسناد ديگرى از انس در صفحهء 197 المعرب آورده است . و براى اطلاع از ديگر منابع اين حديث به پاورقى مرحوم احمد محمد شاكر مراجعه فرماييد . ( 3 ) . او پسر ابو صفره مهلّبى و از اشراف بصره و از علماى مشهور آن شهر است . ذهبى ذيل شماره 4123 ميزان الاعتدال او را صدوق و مورد اعتماد دانسته است . ( 4 ) . نويرى در نهاية الارب ( ترجمهء جلد سوم ، صفحهء 249 ) دو روايت كه از لحاظ لفظ و معنى نزديك به اين روايت است ، آورده است ولى به عين اين روايت در منابع ديگرى كه در دسترس اين بنده بود ، دست نيافتم . ( 5 ) . نظير روايت نخست اين باب است و اين روايت را بيهقى هم در دلائل النبوّة ( ترجمهء جلد اول ، صفحهء 163 ) آورده است . طبرسى هم در مكارم الاخلاق ، چاپ محمد حسين اعلمى ، بيروت ، صفحهء 28 آورده است .