تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الشمائل المحمدية ( شمائل النبي ) ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
رسول خدا صلى اللّه عليه و سلم قطعه نان جوى هم اضافه نمىماند . « 1 »

- 3 -

( 1 ) عبد الله بن معاوية جمحى « 2 » ، از ثابت بن يزيد ، از هلال بن خبّاب ، از عكرمة ، از ابن عباس براى ما نقل كرد كه مىگفته است : گاه گاهى چنان مىشد كه پيامبر صلى اللّه عليه و سلم خود و خانواده‌اش چند شب پياپى گرسنه مىماندند و غذايى كه به هنگام غروب يا شب بخورند نمىيافتند و بيشترين نان ايشان ، نان جو بود . « 3 »

- 4 -

( 2 ) عبد الله بن عبد الرحمن ، از عبيد الله بن عبد المجيد حنفى « 4 » ، از عبد الرحمن بن عبد الله بن دينار ، از ابو حازم براى ما نقل كرد كه به سهل « 5 » بن سعد گفته شد : آيا پيامبر صلى اللّه عليه و سلم نانى كه از آرد غربال شده فراهم شده باشد مىخورد ؟ سعد گفت : پيامبر صلى اللّه عليه و سلم آرد سپيد و غربال شده را تا هنگامى كه خدا را ديدار كرد - رحلت فرمود - نديد . به سهل گفته شد : آيا به روزگار رسول خدا شما غربال داشتيد ؟ گفت : ما را غربال نبود . گفتند : با نخاله‌هاى جو چه مىكرديد ؟ گفت : بر آرد فوت مىكرديم و مىدميديم مقدارى از پوست آن با دميدن به هوا مىرفت و سپس آن را خمير مىكرديم . « 6 »

- 5 -

( 3 ) محمد بن بشّار ، از معاذ بن هشام ، از پدرش - يعنى هشام دستوائى - از يونس « 7 » ، از
هامش
( 1 ) . محمد بن سعد اين موضوع را در طبقات در پى همان حديث قبل آورده است . ( 2 ) . منسوب به جمح كه نام يكى از كوههاى منطقه سكونت بنى نمير است . او به ابو جعفر بصرى هم مشهور است . صد و چند سال زيسته و به سال 243 هجرى درگذشته است . ابو داود و نسايى هم روايات او را آورده‌اند . ( 3 ) . اين روايت را محمد بن سعد از قول هلال ، از عكرمة ، از ابن عباس در طبقات چاپ ادوارد ساخاو ، بريل 1322 ق ، بخش دوم جلد اول ، صفحهء 113 با اندك تغيير لفظى كه هيچ تغييرى در معنى نمىدهد آورده است . ( 4 ) . منسوب به قبيله بنى حنيفه از شاخه‌هاى قبيله بزرگ ربيعه است ، ذهبى نام او را به شماره 5381 ميزان الاعتدال آورده است . ( 5 ) . سهل بن سعد ساعدى از اصحاب مشهور پيامبر ( ص ) است . به شماره 3533 الاصابة ابن حجر مراجعه فرماييد . ( 6 ) . بخش دوم اين روايت را ابن سعد هم با اسناد ديگرى از ابو حازم آورده است به طبقات ( ترجمهء جلد اول ، صفحهء 408 ) مراجعه فرماييد . ( 7 ) . درباره اين راوى كه در پايان روايت هم توضيح داده شده است و معروف به ابن ابو الفرات هم هست . به شماره