( 1 ) چه نيكو مؤدبى هستى كه بجاى آن چيزى را نمىجوييم . آرى ، درودهاى نيكو و روزيهاى خوشبو بهرهات باد .
( 2 ) هر گاه فرومايهيى ما را گرفتار شك و ترديد كند نزد تو براى آن شرح و بيان مىيابيم .
( 3 ) هرگز در كردار ناپسند كه خود آن را با ظلم و ستم انجام دادهام بهانه نمىجويم .
و هرگز نمىگويم خداوند آن را پديد آورد و مرا در آن انداخت ، كه در اين صورت ، اى قوم ! شيطان را پرستيدهام .
( 4 ) و نه قضاى خداوند دادگر بخشايشگر مرا به آن در انداخته و راهنمايى كرده است كه پروردگار ما از اين برتر است .
( 5 ) و نه خداوند اراده كرده و نه تبهكارى را خواسته است و نه اينكه دوستدار خود را به ظلم و ستم به كشتن ( تباهى ) دهد .
( 6 ) من او را ديدم و دشمنى او با گناه برابر است و خداوند اين را اعلان كرده است . » « 1 »
( 7 )
در فضل توحيد
( 8 ) خداوند متعال در سورهء ابراهيم چنين مىفرمايد :
« آيا نديدى چگونه خداوند مثل كلمهء پاكيزه را همچون درخت پاكيزه مى - زند كه ريشهء آن بر جا و شاخ آن در آسمان است . ميوهاش را به فرمان خداوندش در همه هنگام مىدهد و خداوند مثلها براى مردم مىزند ، شايد پند گيرند . » « 2 »
در اين آيه منظور از كلمهء پاكيزه و طيبهء لا إله الا الله و منظور از درخت پاكيزه درخت خرماست . يعنى ريشه و بيخ اين كلمه در دلها استوار و شاخ آن بلند مرتبه و در آسمان است و چون مؤمن اين كلمه را بر زبان مىآورد اين كلمه به آسمان صعود مىكند و اين همان گفتار الهى است كه مىفرمايد : « سخنان پاكيزه به سوى خداوند بر مىشود . » « 3 » و منظور از ميوه هم يعنى نتايج و بهرههاى اين كلمه كه به فرمان خداوند براى همهء مردمى كه آن را بگويند در هر حال خواهد بود .
هامش
( 1 ) . از اين ابيات در اصول كافى فقط دو بيت اول و دوم و در توحيد صدوق شش بيت آمده است و تفاوتهايى دارد . م .
( 2 ) . آيات 30 و 31 سورهء چهاردهم ، براى اطلاع بيشتر به تفسير ابو الفتوح رازى ، ص 21 ، ج 7 ، چاپ مرحوم آقاى شعرانى مراجعه فرماييد . م .
( 3 ) . بخشى از آيهء 12 سورهء سى و پنجم . م .