( 1 ) « افعال ما كه در آن مورد سرزنش مىشويم در ارتكاب آن سه حالت است .
يا خداى ما به تنهايى موجب آن است كه در اين صورت سرزنش از ما برداشته شده است ، يا آنكه خداوند در آن شريك با ماست ، در آن صورت همان سرزنشى كه متوجه ماست ، به او هم متوجه مىشود ، يا آنكه براى پروردگار من در ارتكاب آن سهمى نيست و گناه فقط گناه همان كسى است كه مرتكب آن مىشود .
( 2 ) امام صادق ( ع ) فرموده است : افعال بندگان آفريدهء خداوند است ، ولى آفريدهء تقديرى ، نه آفريدهء تكوينى ( يعنى ارادهء بنده در آن مؤثر است ) و منظور از تكوين اين است كه چيزى را از عدم به وجود آورند و اين در مورد افعال ما از خداوند نيست و خود بندگان آن را انجام مىدهند . « 1 »
( 3 ) و از همان حضرت نقل است كه منظور از تقدير يعنى علم ( يعنى خداوند آگاه و عالم به اين هست كه ارتكاب چه اعمالى از بندگان سر مىزند ) .
( 4 )
بابى در قضا و قدر
( 5 ) از امير المؤمنين على ( ع ) در بارهء قدر پرسيده شد ، فرمود : راهى تاريك است ، آن را نپيماييد و دريايى ژرف است ، خويشتن در آن ميندازيد و راز خداوند متعال است ، آن را به خود مبنديد . « 2 »
( 6 ) و روايت شده است پير مردى در جنگ صفين همراه امير المؤمنين على ( ع ) بود و گفت : اى امير المؤمنين ! آيا اين حركت ما به شام به قضا و قدر الهى بوده است ؟
فرمود : اى برادر شامى ! آرى ، سوگند به آن كس كه دانه را مىشكافاند و جان را پرورش مىدهد هيچ جا را نپيموديم و در هيچ دره فرود نيامديم و به هيچ تپه بالا نرفتيم مگر به قضا و قدر خداوند .
( 7 ) مرد شامى گفت : در اين صورت رنج خود را به حساب خدا منظور كنم ، زيرا اگر به قضا و قدر خداوند بوده است خيال نمىكنم براى من در اين كوششم پاداشى باشد . على ( ع ) فرمود : همانا كه خداوند براى شما در اين مسير چه در حال حركت و چه در توقف پاداش بزرگ منظور فرموده است ، زيرا شما در هيچ مورد مجبور و
هامش
( 1 ) . نظير اين گفتار حضرت صادق با توضيح بيشتر در صفحهء 407 توحيد صدوق آمده است . م .
( 2 ) . با شرح و تفصيل بيشتر در صفحهء 365 توحيد صدوق آمده است . م .