است . « 1 »
( 1 ) از امام صادق ( ع ) در بارهء اين آيه كه مىفرمايد : « و آنكه به سوى پروردگار تو است نهايت كارها » « 2 » پرسيدند . فرمود : يعنى چون سخن در بارهء خدا رسيد ، ديگر خوددارى كنيد .
( 2 ) از امام باقر ( ع ) نقل است كه فرموده است : در بارهء آفرينش و آفريدهها سخن بگوييد و در مورد خداوند سخن مگوييد كه گفتگو در بارهء خداوند چيزى جز سرگردانى و حيرت نمىافزايد . معنى آن اين است كه گفتگو در ذات خداوند متعال ممكن نيست . ولى در مورد نشانهها و دلايل مىتوان سخن گفت كه آنها آفريده و منصوب خداوندند . « 3 »
( 3 ) از امام صادق ( ع ) از اين گفتار خداوند كه مىفرمايد : « خداى بخشنده بر عرش مستولى شد » پرسيدند . فرمود : يعنى مستولى بر همه چيز است و هيچ چيزى به او نزديكتر از چيز ديگر نيست . « 4 »
( 4 ) و همان حضرت فرموده است : هر كس گمان كند كه خداوند از چيزى يا در چيزى يا فراز چيزى است همانا مشرك شده است و سپس افزود : هر كس خدا را از چيزى پندارد ، او را حادث پنداشته است و هر كس او را در چيزى پندارد ، او را محصور پنداشته است و هر كس او را فراز چيزى پندارد ، او را محمول پنداشته است .
( 5 ) و روايت شده است كه مردى به امير المؤمنين ( ع ) گفت : معبود كجاست ؟ فرمود :
كجا بودن براى خداوند گفته نمىشود ، زيرا او خود مكان را آفريده است و براى خدا گفته نمىشود چگونه است كه خود چگونگى را آفريده است و در بارهء او گفته نمىشود چيست كه خود ماهيت را آفريده است . منزه است پروردگارى كه عظمتش
هامش
( 1 ) . با ذكر سلسلهء اسناد در صفحهء 83 توحيد صدوق آمده است و شيخ صدوق آن را شرح داده است . م .
( 2 ) . به نقل از تفسير على بن ابراهيم قمى در صفحهء 259 جلد 3 بحار الانوار چاپ اسلاميه آمده است . م .
( 3 ) . براى اطلاع از چند روايت ديگر هم كه نزديك به اين روايت است ، به صفحهء 457 توحيد صدوق مراجعه فرماييد . م .
( 4 ) . با ذكر سلسلهء اسناد در صفحهء 29 كتاب معانى الاخبار صدوق ( رضي الله عنه ) ، چاپ 1361 خورشيدى ، قم آمده است . م .