آن نخستى است كه هيچ چيز پيش از او نبوده است و آخرى است كه هيچ چيز پس از او نيست . او قديم است و هر چه غير اوست حادث است . او از صفات آفريدهشدگان برتر است ، برترى بزرگ . « 1 »
( 1 ) از امام صادق ( ع ) پرسيده شد : آيا خداوند متعال را خشنودى و خشم است ؟
فرمود : آرى ، ولى چنان نيست كه بر بندگان است ، بلكه خشنودى خداوند در ثواب و پاداشى است كه به بندگان ارزانى مىدارد و خشم خداوند عذاب اوست .
( 2 ) و همان حضرت فرموده است : خداوند متعال را با زمان و مكان و حركت و انتقال و سكون نشايد وصف كردن كه او آفريدگار زمان و مكان و حركت و سكون و انتقال است . خداوند از آنچه ستمگران مىگويند برتر است ، برترى بزرگى . « 2 »
( 3 ) و همان حضرت فرموده است : از انديشيدن در بارهء ذات خداوند بر حذر باشيد كه انديشيدن در آن باره چيزى جز سرگردانى نمىافزايد . همانا كه خداى عز و جل را ديدهها در نمىيابد و با مقدار توصيف نمىشود . « 3 »
( 4 ) امام رضا ( ع ) فرموده است : پروردگارا ! قدرت تو آشكار است بدون آنكه در آن سستى باشد . پروردگارا ! ترا نشناختند و ياوه ارزيابى كردند و وصف نمودند و من از كسانى كه ترا با تشبيه جستجو و طلب كردند بيزارم . پروردگارا ! هيچ چيز چون تو نيست و هرگز ترا در نمىيابند و حال آنكه نعمتهاى آشكار تو برايشان دليل آنان است ، اگر ترا بشناسند . و در آفريدههاى تو راه شناخت تو فراهم است ولى آنان ترا با آفريدههايت قياس كردند و برابر دانستند و به همين سبب ترا نشناختند و برخى از نشانههاى ترا براى خود خدا گرفتند و چنانت وصف كردند . ولى اى پروردگار من ! تو برتر از آنى كه تشبيهكنندگان ترا توصيف كردند . « 4 »
( 5 ) و روايت شده است كه يكى از دانشمندان يهودى نزد امير المؤمنين آمد و گفت :
اى امير المؤمنين ! خداى تو از چه هنگام بوده است ؟ فرمود : مادرت بر تو بگريد .
چه هنگامى خداى من نبوده است كه گفته شود چه هنگام بوده است ؟ خداى من پيش
هامش
( 1 ) . نظير همين روايت در صفحهء 178 توحيد صدوق ، چاپ حوزه آمده است . م .
( 2 ) . با ذكر سلسلهء اسناد در صفحهء 184 توحيد صدوق ، چاپ حوزه آمده است . م .
( 3 ) . با ذكر سلسلهء اسناد در صفحهء 457 توحيد صدوق ، چاپ حوزه آمده است . م .
( 4 ) . با ذكر سلسلهء اسناد در صفحهء 117 جلد اول عيون اخبار الرضا ، چاپ قم ، 1377 قمرى آمده است . م .