است .
( 1 ) روايت شده است كه عبد الله بن عمرو دو مرد را ديد كه با يك ديگر در بارهء جدا - كردن سر عمار ستيز و بگو و مگو مىكنند و هر يك مىگويد ، من او را كشتهام .
ابن عمر گفت : اين دو در بارهء اينكه كداميك زودتر وارد جهنم مىشود ستيزه مىكنند كه من خود از رسول خدا شنيدم مىفرمود : كشندهء عمار و كسى كه جامه و سلاح او را از تن او در ربايد در آتش خواهند بود . چون اين خبر به معاويه كه نفرين خدا بر او باد رسيد ، گفت : ما او را نكشتهايم . كسى او را كشته كه به جنگ آورده است . ابن فارسى مىگويد : معاويه همچنين عقيده داشت كه قاتل حمزه و جعفر و ديگر شهيدان هم پيامبر ( ص ) است كه آنها را به جنگ آورده است . « 1 »
( 2 ) روايت شده است ، چون عمار كه خدايش از او خشنود باد كشته شد ، مردم پيش حذيفه آمدند و گفتند : عمار كشته شد و مردم گوناگون سخن مىگويند ، تو چه مىگويى ؟ گفت : مرا بنشانيد و چون او را نشاندند و به سينهء كسى تكيهاش دادند گفت : خودم از پيامبر ( ص ) شنيدم كه سه بار فرمودند ، عمار بر دين واقعى و فطرت پسنديده است و هرگز تا هنگام مرگ آن را رها نمىكند و پيامبر فرمودند : عمار هرگز در انتخاب دو كار مخير نشد مگر اينكه سختتر آن را برگزيد . « 2 »
( 3 ) پيامبر فرمودهاند : بهشت مشتاق سه تن است . على ( ع ) پرسيد : آن سه تن كيستند ؟ فرمودند : تو از ايشان و نخستين آنانى و سلمان فارسى كه تكبر او بسيار اندك و خيرخواه تو است و او را از دوستان خود قرار بده و عمار بن ياسر كه همراه تو در چند جنگ شركت مىكند . خير و نيكى او بسيار و پرتو او سخت درخشان و پاداش او بسيار بزرگ است . « 3 »
( 4 ) امام صادق ( ع ) فرموده است : هيچ خاندانى نيست مگر آنكه ميان ايشان فرد نجيبى وجود دارد و نجيبتر نجيبان از خاندانى بد محمد بن ابى بكر است . « 4 »
( 5 ) پيامبر ( ص ) فرمودهاند : حذيفة بن اليمان از اصفياى خداوند رحمان و از همهء شما به حلال و حرام بيناتر است و عمار بن ياسر از پيشگامان است و مقداد بن اسود از مجتهدان است و هر كارى را شخص ورزيدهيى است ، سوار كار ورزيدهء قرآن
هامش
( 1 ) . اين روايت در امالى صدوق ، ص 243 ، آمده است . م .
( 2 ) . اين روايت در امالى صدوق ، ص 243 ، آمده است . م .
( 3 ) . با ذكر سلسلهء سند در اختيار معرفة الرجال ، ص 31 آمده است . م .
( 4 ) . با ذكر سلسلهء سند در اختيار معرفة الرجال ، ص 64 ، آمده است . م .