تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
( 1 ) گويد هشام خشمگين شد و دستور داد فرزدق را زندانى كردند و او را به زندان عسفان كه ميان مكه و مدينه است انداختند و چون اين خبر به اطلاع امام سجاد رسيد دوازده هزار درهم براى او فرستادند و گفتند : اى ابو فراس ! ما را معذور دار كه اگر بيش از اين داشتيم براى تو مىفرستاديم . فرزدق آن را پس فرستاد و گفت : اى پسر پيامبر ! آنچه سرودم فقط براى رضاى خدا و رسول خدا سرودم و نمىخواهم با چيز ديگرى آميخته شود . امام سجاد براى او برگرداند و پيام داد ترا سوگند مىدهم به حق خودم بر تو كه بپذيرى كه خداوند از نيت تو آگاه است و آن را پذيرفته است ، و فرزدق هنگامى كه در زندان بود هشام را هجو گفت كه از جمله اين دو بيت است : « آيا مرا ميان مدينه و شهرى كه دلهاى مردم در هواى آن است ( مكه ) زندانى