چكيده بحث استغاثه
مستغاثمنه :
اسمى است كه به وسيلهء ياء حرف ندا ، جهت طلب فريادرس ، منادا واقع مىشود .
مستغاث به وسيلهء لام جاره ، مجرور است . لام مستغاث مفتوح است ، مگر در وقتى كه مدخول آن ياء متكلّم باشد ، مانند لى .
مستغاثله :
اسمى كه طلب فريادرسى براى او شده است .
مستغاثله بعد از مستغاثمنه به كار رفته و مجرور به لام مكسور است ، مانند يا للّه للواش .
گاهى لام مستغاث حذف و به جاى آن در آخر مستغاثمنه ، الف به كار مىرود ، مانند يا زيدا .
گاهى اسم متعجّبمنه ، مثل مستغاث به كار مىرود ( يا للعجب ، يا عجبا ) و احكام آن را خواهد داشت .
فصل مناداى مندوب
601
ما للمنادى اجعل لمندوب و ما * نكّر لم يندب و لا ما ابهما
موصول مفعول اوّل مقدّم ، متعلّق به محذوف صله ، فعل امر و فاعل ، متعلّق به اجعل مفعول بواسطه ( مفعول اوّل ) ، استيناف ، موصول مبتدا ، ماضى مجهول و نايب فاعل جمله صله ، مضارع مجهول جحد و نايب فاعل جمله خبر ، عاطفه ، حرف نفى ، موصول عطف به موصول قبلى ، ماضى مجهول و نايب فاعل جمله صله .
آن حكمى را كه براى منادى هست ، قرار بده براى مندوب ، آن اسمى كه نكره آورده شده است ، مندوب واقع نمىشود و ( نيز ) آن اسمى كه مبهم آورده شده باشد .
602
و يندب الموصول بالّذي اشتهر * كبئر زمزم يلى ، و امن حفر
عاطفه ، مضارع مجهول ، نايب فاعل ، متعلّق به مضارع ، فعل و فاعل جمله صله ، متعلّق به