و عن ابن ابى داود من طريق الحسن : « ان عمر سأل من آية من كتاب اللّه فقيل : كانت مع فلان قتل يوم اليمامة فقال : انا للّه و امر بجمع القرآن فكان اول من جمعه فى المصحف » « 1 » .
از ابن ابى داود نقل شده : كه عمر در مورد آيهاى از قرآن پرسش نمود به او گفته شد همراه فلانى بود كه در جنگ يمامه كشته شد ، عمر گفت : انا للّه و سپس دستور داد قرآن جمع آورى گردد و او اول كسى بود كه قرآن را يك جا گرد آورى كرد .
و عن ابن اشتة فى المصاحف عن ابن بريدة قال : « اول من جمع القرآن فى مصحف ، سالم مولى حذيفة ، اقسم لا يرتدى برداء حتى يجمعه ، و جمعه ثم ائتمروا ما يسمونه فقال بعضهم سموه السفر قال ذلك تسمية اليهود فكرهوه فقال : رأيت مثله بالحبشة يسمى المصحف فاجتمع رأيهم على أن يسموه المصحف » « 2 » .
از ابن بريده نقل شده كه گفت : نخستين كسى كه آيات قرآن را به صورت يك كتاب جمع آورى كرد سالم غلام حديفه بود . او قسم خورد كه لباس روئين بر تن نكند ( به جائى نرود ) تا وقتى قرآن را گرد آورى نمايد . سالم قرآن كريم را جمع آورى كرد ، آنگاه به مشورت پرداختند كه آن را به چه نامى بخوانند ؟ گروهى گفتند : آن را « سفر » بناميد . سالم اظهار داشت سفر نامى يهودى است . و مشاورين ، آن را ناخوش داشتند . سالم اضافه كرد من در حبشه مشابه قرآن را ديدم كه « مصحف » ناميده مىشد ، در نتيجه بر اين نظر اتفاق كردند كه قرآن كريم را مصحف بنامند .
عن زيد بن ثابت : « كتبنا المصاحف ، ففقدت آية كنت اسمعها من رسول اللّه فوجدت عند خزيمة « من المؤمنين رجال صدقوا . . . » و كان عمر لا يقبل آية من كتاب اللّه حتى يشهد شاهدان فجاء رجل من الانصار
هامش
( 1 ) الاتقان : ج 1 ، ص 58
( 2 ) الاتقان : ج 1 ، ص 58