مرام منعطف مىگردد به جانب مقصود مىكشد .
النطق عن احصاء وصفك عاجز * و العقل عن ادراك قدرك قاصر
هذا مشهود راى عالمآرا كه فى الحقيقه جام جهاننما بلكه مرآت حقايق جميع اشيا است آن كه در اين ولا از غرايب اتفاقات حسنه ، شرافت مآب معالى نصاب ، امارت شعارى ، زين العابدين على چلبى كه با وجود قدمت خدمت به عتبهء عليا و شرف نسبت بدان سده عرش - آسا فضايل و كمالات حسبى را علاوهء شرافت نسبى گردانيده و مع هذا از تغرب اوطان و مسافرت بلدان و مشاهدهء غرايب آثار و مطالعهء عجايب بدايع صنايع پروردگار بر وفق :
تغرب عن الاوطان فى طلب العلى * و سافر ففى الاسفار خمس فوايد
به مواهب جليه و خصائل سنيه فايز گشته به عز مجالست مجلس همايون استسعاد يافت و به واسطهء حسن محاورات و غرايب و عجايب حكايات كه در اين مدت ديده و شنيده بود و معروض داشت به نظر قبول عاطفت شاهانه ملحوظ و منظور گشت .
مجمل احوال مشار اليه آن كه از تاريخى كه بر حسب امر مطاع متوجه مصر بوده و حاكم مطلق العنان « تجرى الرياح بما لاتشتهى السفن » كشتى او را به ساحل رسانيده مدتى در ممالك هند و سند و كابل و بدخشان و ماوراء النهر افتاده و به هر كس از حكام و سلاطين به مقتضاى وقت و زمان طريق معاشرت و مخالطت سپرده در اين مدت مديد همه وقت شوق وصول به درگاه سعادت كيش و آرزوى رجوع به دريافت