إسرائيل ، عن أبي إسحاق ، عن هاني بن هاني ، عن عليّ قال : ليقتلنّ الحسين قتلًا ، وإنِّي لأعرف تراب الأرض الّتي يُقتل بها . « 1 »
الذّهبي ، سير أعلام النّبلاء ، 4 / 409
هامش
( 1 ) - ابن قولويه به سندهاى معتبر بسيار از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده است كه : چون جبرئيل خبر شهادت حضرت امام حسين را از براي حضرت رسالت صلى الله عليه وآله وسلم آورد ، آن حضرت دست حضرت أمير المؤمنين عليه السلام را گرفت وبه خلوت برد وساعت طويلى در اين باب با يكديگر سخن گفتند ، وبر ايشان گريه غالب شده ، بسيار گريستند . پس پيش از آن كه از هم جدا شوند ، جبرئيل نازل شد وگفت : « پروردگار شما سلام مىرساند شما را ومىفرمايد كه : سوگند مىدهم شما را كه صبر كنيد بر اين مصيبت . »
پس ايشان به امر حق تعالى صبر كردند .
مجلسي ، جلاء العيون ، / 530
وديگر در كتاب عوالم مسطور است كه عبداللَّه بن يحيى حديث مىكند كه در ركاب أمير المؤمنين علي عليه السلام از كوفه به جانب صفين كوچ مىداديم . چون به زمين نينوا رسيديم ، آن حضرت ندايى در داد كه : صبراً يا أبا عبداللَّه .
آن گاه أمير المؤمنين عليه السلام بدين گونه حديث فرمود :
فقال : دخلتُ على رسول اللَّه وعيناهُ تفيضان ، فقلت : بأبي أنتَ وامِّي يا رسول اللَّه ! ما لعينيك تفيضان أأغضبكَ أحدٌ ؟ قال : لا ، بل كان عندي جبرئيل فأخبرني : أنّ الحسين يُقتل بشاطئ الفرات ، وقال : هل لكَ أن اشمّكَ من تربته ؟ قلت : نعم ، فمدّ يدهُ فأخذ قبضةً من تُرابٍ فأعطانيها ، فلم أملك عينيَّ أن فاضتا ، واسم الأرض كربلاء .
فرمود : بر رسول خداى درآمدم وچشمهاى مباركش را گريان ديدم . گفتم : پدر ومادرم فداى تو باد ، اين گريه چيست ؟ كسى تورا به خشم آورده باشد ؟
فرمود : اين نيست ، لكن جبرئيل در نزد من حاضر است وخبر داد مرا كه حسين در كنار فرات كشته مىشود ، وگفت : مىخواهى تربت اورا استشمام كنى ؟
گفتم : چرا نخواهم ؟
پس دست فرا برد وقبضهء از خاك برگرفت ومرا داد . لاجرم نتوانستم خويشتن دارى كنم وآب از چشم من بريخت . ونام آن ارض كربلاست .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 1 / 287
ونيز در كامل الزيارة سند به أبو عبداللَّه مىرسد ، مىفرمايد : چون جبرئيل فرود شد وخبر قتل حسين عليه السلام را آورد ، رسول خدا دست على را بگرفت وايشان از مردمان كنارى گرفتند وهمىبگريستند ، تا گاهى كه جبرئيل فرود آمد وگفت : « خداوند شما را سلام مىرساند ومىفرمايد : بر شماست كه صبر وشكيبايى كنيد . »
سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 1 / 305 - 306