هامش
- پيغمبر آخر الزمان ، در اين زمين با لب تشنه شهيد خواهد شد . پس ما به سبب حزن واندوه بر آن حضرت ، از اين آب نخورديم وخواستيم كه در تشنگى با أو موافقت كنيم . »
إسماعيل از ايشان پرسيد : « كه قاتل أو خواهد بود ؟ »
گفتند : « يزيد پليد كه آسمانها وزمينها وجميع خلق خدا اورا لعنت مىكنند . »
إسماعيل گفت : « خداوندا ! لعنت كن كشندهء حسين را . »
مجلسي ، جلاء العيون ، / 549
ونيز از صناديد رواة رسيده كه : گوسفندان إسماعيل عليه السلام را در كنار شط فرات علف چرا مىدادند . شبان اغنام در خدمت إسماعيل عليه السلام به عرض رسانيدند كه اين گوسفندان هرگز در اين مشرعه آب نخورده اند ونمىخورند . إسماعيل از خداوند سؤال كرد كه : « سبب چيست ؟ »
جبرئيل نازل گشت وگفت : « اى إسماعيل ! از اغنام پرسش كن تا تو را پاسخ گويند . »
إسماعيل عليه السلام گوسفندان را حاضر ساخت .
فقال لها : « لِمَ لا تشربين من هذا الماء » ؟
يعنى ، « از براي چيست كه از اين آب نمىخوريد ؟ »
به زبان فصيح به سخن آمدند وگفتند :
« قد بلغنا أنّ ولدك الحسين سبط محمّد يُقتل هنا عطشاناً ، فنحن لا نشرب من هذه المشرعة حزناً عليه » .
گفتند : « به ما رسيده كه فرزند تو حسين ، سبط محمد ، در اين موضع تشنه كشته مىشود . لاجرم ما از اين مشرعه ، به سبب آن حزن كه از وى داريم ، هرگز آب نخوريم . »
إسماعيل پرسيد كه : « قاتل أو كيست ؟ »
گفتند : « لعين أهل آسمانها وزمينها وتمامت خلايق روى زمين . »
فقال إسماعيل : « اللَّهمّ العن قاتل الحسين عليه السلام » .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 1 / 273 - 274