هامش
- گفتم : « يا أمير المؤمنين ! به خدا سوگند كه زندگانى آن روزگار ، بد زندگانى خواهد بود . »
حضرت فرمود : « اين امرى است كه البتة واقع مىشود . »
مجلسي ، جلاء العيون ، / 561
شيخ مفيد از براء بن عازب روايت كرده است كه : روزى أمير المؤمنين عليه السلام به أو گفت : « پسر من حسين كشته خواهد شد وتو زنده خواهى بود ويارى أو نخواهى كرد . »
چون حضرت امام حسين عليه السلام شهيد شد ، براء بن عازب گفت : « راست گفت علي بن ابىطالب . حسين كشته شد ومن يارى أو نكردم . »
واظهار حسرت وندامت مىكرد وفايده نداشت .
مجلسي ، جلاء العيون ، / 562
وديگر ، در كامل الزيارة سند به أبو عبداللَّه جدلى منتهى مىشود ، مىگويد : بر على مرتضى عليه السلام درآمدم وحسين در كنار أو جاى داشت . دست مبارك بر كتف أو زد .
ثمّ قال : « إنّ هذا يُقتل ولا ينصره أحد » .
فرمود : « اين پسر كشته مىشود وهيچ كس اورا نصرت نمىكند . »
عرض كردم : « يا أمير المؤمنين ! اين زندگانى نكوهيده اى است . »
قال : « إنّ ذلك لكائن » .
فرمود : « اين كارى است شدني . »
ونيز در كامل الزيارة مانند اين حديث از ابن ابىالخطاب روايت شده است .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 1 / 325 - 326
وديگر در ارشاد مفيد سند به إسماعيل بن زياد مىرسد . مىگويد : يك روز أمير المؤمنين براء بن عازب را مخاطب داشت وفرمود :
« يا براء بن عازب ، يُقتل ابني الحسين وأنت لا تنصره » .
يعنى ، « اى براء بن عازب ! پسر من كشته مىشود وتو اورا نصرت نخواهى كرد . »
اين ببود تا حسين عليه السلام شهيد شد ، وبراء بن عازب همواره همىگفت : « صدق عليّ بن أبي طالب . حسين را كشتند ومن اورا يارى نكردم . »
وبر اين حرمان دريغ وافسوس مىخورد .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 1 / 326