هامش
- كه در من ساكن گردانيدهاى نيكوكاران وپرهيزكاران را ؟ »
پس حق تعالى به سوى أو وحى كرد كه : « تورا زينت دادم به حسن وحسين . »
مجلسي ، جلاء العيون ، / 398
ونيز عايشه از رسول خدا صلى الله عليه وآله روايت مىكند : « قال : سألت الفردوس ربّها عزّ وجلّ فقالت : « أي ربّ ! زيِّنِّي ، فإنّ أصحابي وأهلي أتقياء أبرار » .
مىفرمايد : « اى پروردگار من ! مرا زينت كن ، زيرا كه ساكنين من پرهيزكاران ونيكوكارانند . »
فأوحى اللَّه إليها : « أوَ لم ازيِّنكِ بالحسن والحسين ؟ »
خداوند اورا وحى فرستاد كه : « آيا زينت نكردم تورا به حسن وحسين ؟ »
سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشّهدا عليه السلام ، 1 / 48
وديگر در بستان الواعظين از محمد بن إدريس مروى است مىگويد : « در مكهء معظمه يك تن از أساقفة 1 نصارى را ديدار كردم كه مشغول طواف بود . گفتم : تو را چه افتاد كه از دين پدران دست باز داشتى ؟ 2
گفت : ديني نيكوتر از آن اختيار كردم .
گفتم : چه دانستى كه نيكوتر است ؟
گفت : وقتي سفر دريا كردم ، كشتى من در وسط بحر بشكست . از قضا پارهچوبى مرا به دست شد وبه دستيارى موج به جزيره رسيدم وآن جزيره از أشجار باليده وأثمار پسنديده آكنده بود . خداى را سپاس گفتم وبا خود انديشيدم كه از ميوهء اين درختها مىخورم تا خداوند فرج برساند . چون شب در آمد وسياهى جهان را فرو گرفت ، به درختى بلند بر آمدم تا از جانوران درنده آسيبى نبينم ودر شاخى انبوه بخفتم . چون شب به نيمه رسيد ، دابه اى بر زير آب ديدار شد كه خداى را تسبيح همىكرد وهمىگفت :
لا إله إلّااللَّه العَزيزُ الجبّار ، محمّد رسول اللَّه النّبيّ المختار ، عليّ بن أبي طالب سَيف اللَّه على الكفّار ، فاطمةُ وبنوها صفوةُ الجبّار ، على مُبغضيهم لعنةُ الجبّار ، ومأواهُم جهنّم وبئسَ القرار .
همچنان اين كلمات را به تكرار همىقرائت كرد تا سفيدهء صبح بدميد . اينوقت گفت :
لا إله إلّااللَّهُ صادقُ الوعْدِ والوعيد ، محمّد رسول اللَّه الهادي الرّشيد ، عليّ ذو البأسِ الشّديد ، وفاطمةُ وبنوها خيرةُ الرّبِّ الحميد ، فعلى مُبغضيهم لعنةُ الرَّبِّ المجيد .
اين بگفت وبه كنار آمد . نگران شدم سر أو چون سر نعامه ديدم وچهرهاش چون چهرهء انسان بود ودست وپايش به كردار قوائم شتر بود ودمى به سان دم ما هي داشت . سخت بترسيدم وبه يك سوى شدم . گفت : به جاى باش واگر نه تو را زنده نمىگذارم .
ناچار ايستاده شدم . گفت : چه مذهب دارى ؟
گفتم : بر دين نصارايم .
گفت : واي بر تو ! مسلمانى گير . همانا وارد بر مسلمانان جن شدى كه جز مسلمان كس از ايشان جان نبرد . -