هامش
- من جَزائرِ البحر .
فرمود : « فطرس فريشته اى بود كه به طواف عرش خداوند روزگار مىسپرد در امتثال امرى از أمور توانى جست . خداوند پرهاى اورا درهم شكست واورا در جزيره اى از جزاير دريا درافكند . »
ودر مصباح طوسي مرقوم است كه : « خداوند فطرس را در كيفر اين گناه به عذاب دنيا وآخرت مخير ساخت . فطرس عذاب دنيا را اختيار كرد . لاجرم اورا با مژگان هاى هر دو چشم در جزيرهء بحر معلق ساخت ، وهيچ جانورى در آن جا عبور نداشت ، ودر تحت أو دخانى منتن مرتفع مىگشت وهرگز منقطع نمىشد . »
ودر امالى صدوق مسطور است كه : « فطرس هفتصد سال در آن جزيره خداى را عبادت مىكرد . اين ببود تا گاهى كه حسين بن علي عليهما السلام متولد گشت . پس خداوند جبرئيل را فرمان كرد تا با هزار فريشته فرود شود ورسول خداى را به ولادت اين مولود تهنيت گويد . چون فطرس احساس نزول فريشتگان كرد ، از جبرئيل كه بر وى عبور مىداد ، پرسش كرد : به كجا مىشويد وبه چه كار فرمان پذيريد ؟
فقال : وُلِدَ للحاشِرِ النّبيِّ الأُمِّيِّ أحمدَ من بِنْتِهِ ووصِيِّهِ مولودٌ يكُونُ منهُ أئمةُ الهُدى إلى يومِ القِيامَة .
جبرئيل گفت : پسرى از براي احمد از دختر أو فاطمه ووصى أو على متولد شده كه امامان أمت تا روز قيامت از فرزندان أو خواهند بود . اينك مبعوث شده أم كه رسول خدا را از جانب خداوند واز جانب خود تهنيت گوييم .
فطرس گفت : اى جبرئيل ! مرا به حضرت محمد با خود كوچ مىده ، باشد كه محمد به شفاعت من خداى را بخواند ومرا از اين عذاب برهاند .
جبرئيل اورا با خود حمل داد وچون بر رسول خداى درآمد وشرط تحيت وتهنيت به پاى آورد ، شرح حال فطرس را به عرض رسانيد .
پيغمبر فطرس را فرمود : خويشتن را به دين مولود مسح فرماى وبه محل خود باز شو .
پس فطرس خويشتن را با حسين عليه السلام مسح داد وبالها باز آورد وآهنگ صعود كرد . »
فقال : يا رَسُولَ اللَّهِ أما إنّ أُمّتكَ سَتَقْتِلُهُ ولهُ عَلَيَّ مُكافأةٌ ألّا يزورَهُ زائرٌ إلّاأبْلَغْتُهُ عنهُ ، ولا يُسَلِّم عليهِ مُسَلِّمٌ إلّاأبْلَغْتُهُ سَلامَهُ ، ولا يُصَلِّي عَلَيْهِ مُصَلٍّ إلّاأبْلَغْتُهُ صَلاتَه .
عرض كرد : « يا رسول اللَّه ! همانا زود باشد كه اين مولود را أمت تو شهيد كنند ، وذمت من به پاداش اين نعمت كه از وى ديده أم مشغول است بر اين كه زيارة نمىكند اورا زائري ، الا آن كه كردار اورا من به حضرت حسين ابلاغ مىكنم ، وسلام نمىفرستد بر أو هيچ سلام كننده اى الا آن كه من سلام اورا مىرسانم ، وصلاة نمىگذارد بر أو هيچ مصلى ، الا آن كه من صلاة اورا به عرض ميرسانم . »
آن گاه طريق آسمان گرفت وتا مقام خود ارتقا يافت .
وهو يقول : مَنْ مِثْلي وأنا عَتاقَةُ الحُسينِ بنِ عَليٍّ وفاطِمَةَ وجَدِّهِ أحْمَدَ الحاشِر .
يعنى ، در مراحل صعود همىگفت : « كيست مانند من وحال آن كه من آزاد كردهء حسين بن علي وفاطمه ومحمدم . »
سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السلام ، 1 / 21 - 23