تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
هامش
- پروردگار خود قرار دهد براي كسى كه اورا دوست دارد وبرهان قرار دهد براي كسى كه اورا امام خود فرا گيرد ودر دعاى خود مىگويد : يا عزيز العزّ في عزّه ، ما أعزّ عزيز العزّ في عزّه ، يا عزيز أعزّني بعزّك ، وأيِّدني بنصرك ، وأبْعِد عنِّي همزات الشّياطين ، وادفع عنِّي بدفعك ، وامنع عنِّي بمنعك ، واجعلني من خيار خلقك ، يا واحد يا أحد ، يا فرد يا صمد . هر كس به اين دعا مناجاة كند ، حق تعالى اورا با حسن عليه السلام محشور كند واورا از آتش نجات دهد هر چند مستوجب آتش باشد وحق تعالى تركيب فرموده در صلب حسن نطفهء مباركهء طيبهء پاك وپاك كننده را كه خشنود شود به سبب آن نطفه هر مؤمني از كساني كه حق تعالى عهد وپيمان از أو در ولايت گرفته است وكافر شود به أو هر كس به انكار برآيد . پس أو است امام تقى نقى نيكوكردارِ پسنديدهء هادي هدايت شده كه حكم كند به عدل وامر كند به عدالت وتصديق كند خداوند عالميان را وحق تعالى اورا تصديق كند در گفتهء وى كه بيرون آيد از زمين تهامه هنگامى كه اظهار كند براهين وعلامات را واز براي أو گنج‌ها باشد كه نه طلا باشد ونه نقره ؛ مگر آن كه سواران كامل وتمام در حسن وجمال وشجاعت ودليرى ومردان با علامت ونشان در جرأت وپردلى باشند كه جمع كند حق تعالى آن‌ها را از منتهاى شهرها به شمارهء أهل بدر كه سيصد وسيزده نفر مرد باشند وبا أو صحيفة اى باشد كه در آن ثبت شده باشد عدد أصحاب أو به اسم‌هاى ايشان ونسب‌هاى ايشان وطبيعت‌هاى ايشان وأوصاف ايشان وكنيت‌هاى ايشان زياد اهتمام كننده واصرار كننده وجد وجهد كننده هستند در أطاعت . » پس أبى بن كعب عرض كرد : « يا رسول اللَّه ! چيست دلايل وعلامات أو ؟ » فرمود : « از براي أو ، عَلَمِى است كه هر وقت نزديك شود زمان خروج أو ، آن عَلَم بيرون آيد به خودى خود وحق تعالى اورا به نطق آورد . پس آن علم فرياد كند به أو كه : اى ولى خدا ! خروج كن وبه قتل برسان دشمنان خدا را واين دو علامت ونشانه است . » ( مترجم گويد : علىالظاهر مراد از اين دو علامت ، يكى حكايت تطابق أصحاب آن حضرت با أهل بدر باشد وديگرى به نطق آمدن علم وگفت‌وگوى آن باشد . چه اين استبعادى دارد از جهت وقوع حكايت تطابق أصحاب با أهل بدر قبل از سؤال أبى بن كعب علامات ظهور را وممكن است كه بيرون آمدن علم علامتي باشد ونطق أو علامتي ديگر ؛ بلكه اين احتمال أقوى است ) واز براي وى شمشير غلاف كرده شده باشد كه چون زمان خروج آن نزديك كرده شود ، اين شمشير از غلاف كشيده شود وحق تعالى اورا به نطق آورد . پس به وى ندا كند آن شمشير كه : « خروج كن اى ولى خدا وحلال نيست از براي تو كه بنشينى ومهلت دهى دشمنان خدا را . » پس أو خروج كند وبكشد دشمنان خدا را هر جا دريابد آن‌ها را واقامه كند وجارى سازد حدود خدا را وبه حكم خداوند حكم كند وبيرون آيد جبرئيل از طرف راست أو وميكائيل از طرف چپ أو ، وفرمود كه زود است متذكر شويد آنچه را كه من از براي شما مىگويم . اگرچه بعد از مدتي باشد ومن امر خود را به -