هامش
- زنده بمانى ، بر فيل خواهى سوار شد وفتنه از اين بزرگتر خواهى انگيخت . »
صقر بصرى گويد :ويوم الحسنِ الهادي على بغلكِ أسرعتِ * وسبّبتِ ومانعتِ وخاصمتِ وقاتلتِ
وفي بيتِ رسولِ اللَّهِ بالظُّلمِ تَحَكّمتِ * هَل الزّوجَةُ أولى بالمواريثِ من البنتِ
لكِ التّسعُ من الثُّمْنِ فبالكُلِّ تملّكتِ * تجمّلتِ تَبغّلتِ ولو عِشتِ تفيّلتِاين هنگام مروان بن الحكم بانگ در داد : « چه بسيار جنگ است كه از آسايش وراحت در عيش بهتر است . آيا عثمان در حشِّ كوكب كه ناخوشتر موضعي است در مدينه به خاك سپارند وحسن را با پيغمبر دفن كنند ؟ حال آن كه من حامل شمشيرم . »
أبو هريرة گفت : « اى مروان ! تو حسن را از دفن اين موضع مانع مىشوى ؟ حال آن كه من از رسول خدا شنيدم كه فرمود : « الحسن والحسين سيِّدا شباب أهل الجنّة . » مروان گفت : « حديثي را كه جز تو وأبو سعيد خدري به ياد نداشته باشد ، به كار نيايد . من خود در سال خيبر مسلمانى گرفتم وحاضر بودم . »
أبو هريره گفت : « راست گفتى در سال فتح خيبر مسلمانى گرفتى ، لكن حاضر نبودى . لكن من ملازمت خدمت رسول خدا نمودم ، از أو جدا نشدم واز هر جا از وى بپرسيدم ، به حقيقت رسيدم . دوستان ودشمنانش را بدانستم ، خويش وبيگانه را بشناختم ، آن كس را كه نزديك داشت ، آن كس را كه دور افكند ، كسى را كه استقرار داد ، آن را كه نفى فرمود ، هر كه را لعن نمود وكسى را كه دعا كرد از براي أو ، يك يك را بدانستم وبشناختم . »
گفت : « اگر پسر موسى را بياورند ودر پهلوى پدرش به خاك سپارند ، آيا آنان كه مانع شوند ، ظلم نكرده باشند ؟ »
گفتند : « ستمكارهاند . »
گفت : « اينك حسن عليه السلام پسر رسول خداست وآوردهاند كه در جوار پدر به خاك سپارند . »
اين وقت بنىهاشم را نيران غضب در كانون خاطر زبانه زدن گرفت ، شمشيرها بكشيدند ورزم را تصميم عزم دادند .
حسين عليه السلام فرمود : « اى قوم ! از براي خدا وصيت برادر مرا ضايع مگذاريد وجنازهء اورا به سوى بقيع حمل دهيد ؛ چه مرا سوگند داد كه اگر دفن اورا با رسول خدا مانع شوند ، با هيچ كس مخاصمه نكنم واورا در بقيع با مادرش به خاك سپارم . »
مفيد نيز در ارشاد مىنويسد :
حسين عليه السلام فرمود : « سوگند به خداى اگرنه عهد حسن عليه السلام به حقن دما بود واگرنه وصيت أو بود كه در راه أو يك محجمه خون ريخته نشود ، مىدانستيد كه چگونه شمشيرهاى خداوند ، حق خويش را از شما باز مىستاند . همانا نقض عهد كرديد وآن شرايطى كه در أطاعت ما بر گردن شما بود ، به هواي نفس خويش باطل ساختيد . »