214 / 258 - عمرو بن جندب الحضرميّ
ميزاته العائليّة « 1 »
قال عليه الصّلاة والسّلام في النّاحية : السّلام على عمرو بن جندب الحضرميّ .
أقول : قال عزّ الدّين الجزريّ في أسد الغابة : هو عمرو بن جندب بن كعب بن عبداللَّه ابن جزء بن عامر بن مالك بن عامر بن مالك بن دهماء الحضرميّ .
الحائري ، ذخيرة الدّارين ، 1 / 244 / مثله الزّنجاني ، وسيلة الدّارين ، / 175
عمرو بن جندب الحضرميّ [ . . . ] ثمّ شرف تخصيصه بالتّسليم عليه في زيارة النّاحية المقدّسة : عمرو بن جندب الحضرميّ .
المامقاني ، تنقيح المقال ، 2 - 1 / 327
ومنهم عمرو بن جندب الحضرميّ .
أقول : في القائميّات : السّلام على عمرو بن الأحدوث الحضرميّ ، لم أعثر لعمرو بن
هامش
- عرض كرد : « اين كار نه به اختيار كردم ، بلكه مرا به اكراه واجبار بردند . »
مختار فرمود : « اى ملعون ! از چه روى خيمهء آن بزرگوار را به آتش ونار بسوختى ؟ »
گفت : « چاكر وملازم بودم ، هر چه فرمان كردند به عمل آوردم . »
مختار بفرمود تا گردنش را بزدند ونامش را ثبت كردند .
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 404 - 405
عبداللَّه بن أسيد جهنى ، مالك بن بشير بدى وحمل بن مالك محاربي را به أو معرفى كردند . مختار فرستاد از قادسيه آنها را احضار كرد وچون چشمش به آنها افتاد ، گفت : « اى دشمنان خدا ورسول خدا ! حسين ابن علي عليه السلام كجاست ؟ دَين حسين را بپردازيد ، كساني كه بايد بر آنها صلوات فرستيد ، كشتيد ؟ »
گفتند : « رحمك اللَّه ، به زور ما را فرستادند . بر ما منت گذار وما را زنده بدار . »
به آنها گفت : « چرا شما بر حسين ، پسر دختر پيغمبر خود منت نگذاشتيد وأو را زنده نگذاشتيد وبه أو آب نداديد ؟ »
بدّى ، شب كلاه حسين را ربوده بود . دستور داد هر دو دست وپايش را بريدند وأو را گذاشتند تا به خود پيچيد ومُرد ودو نفر ديگر را هم كشت .
كمرهاى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 312
( 1 ) - از شهدا كه مورخان ومحدثان ياد از أو نكردهاند : [ . . . ] وديگر عمر بن جندب الحضرمي است .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 314 - 315