هامش
- 4 . واپاى : مواظب باش .
5 . وقايه : نگهدارى ، جلوگيرى .
6 . دارالبوار : خانهء هلاكت ( مراد جهنم است ) .
7 . مرة ( به كسر ميم ) : قوت .
8 . عضب : شمشير بران .
9 . خوار : ضعيف وناتوان .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 257 - 259
ودر آغاز مقاتلت روز عاشورا يسار غلام ابن سعد ، وسالم غلام عبيداللَّه توسط عبداللَّه بن عمير به قتل رسيدند .
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 370 - 371
عمر سعد فرياد زد : « دريد ! پرچم خود را نزديك كن . »
پرچم را نزديك آورد واو تيرى در چلهء كمان نهاد وانداخت وگفت : « گواه باشيد كه من نخست تيررا زدم . »
سپس لشگر تيراندازى كردند وبه مبارزه برخاستند ، محمد بن ابىطالب گويد : همهء أصحاب حسين تير خوردند وگفتهاند ، پس از اين تيرباران ياران أو كم شدند وپنجاه تن از آنان كشته شدند .
تا چون عمر بن سعد تير انداخت ولشگر تيراندازى كردند ، يسار آزاد كردهء زياد وسالم آزاد كردهء پسرش عبيداللَّه به ميدان رفتند ومبارز طلبيدند . حبيب بن مظاهر وبرير از جا جستند ، حسين فرمود : « شما بنشينيد . »
همين عبداللَّه بن عمير كلبى از جا برخاست واجازهء مبارزه با آنها خواست . حسين اورا نگريست مردى گندم گون وبلند بالا وسطبر بازو وشانه پهن بود ، فرمود : « گمانم كشندهء اقران است . اگر خواهى برو به ميدان آنها . »
آمد وگفتند : « تو كيستى ؟ »
نژاد خود را بيان كرد ، گفتند : « ما تو را نشناسيم ، بايد زهير بن قين يا حبيب بن مظاهر يا برير بن خضير بيايند . »
يسار با شمشير كشيده جلوى سالم ايستاده بود . عمير كلبى گفت : « اى زنازاده ! تو از مبارزه با يك مردى عار دارى ؟ هر كس برابرت آيد از تو بهتر است . »
وبىدرنگ بر أو حمله كرد وتيغ بر أو نواخت تا بىجانش ساخت . هنوز به أو شمشير ميزد كه سالم فرياد كشيد : « اين بنده تو را وامانده كرد . »
عمير به أو توجهى نكرد تا بر سر أو تاخت وپيشدستى كرد وبر أو شمشيرى نواخت وعمير دست چپ را جلو أو داده ، انگشتان دست چپش را پرانيد وكلبى به أو حمله برد وأو را كشت .
كمره اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 116 - 117