ومن ذلك أنّه وقف في كربلاء في بعض أسفاره ناحية من عسكره ، فنظر يميناً وشمالًا واستعبر باكياً ، ثمّ قال : هذا واللَّه مناخ ركابهم وموضع منيّتهم ، فقلنا يا أمير المؤمنين ما هذا الموضع ، قال : هذا كربلاء ، يُقتل فيه قوم يدخلون الجنّة بغير حساب . ثمّ سار ولم يعرف النّاس تأويل قوله ، حتّى كان من أمر الحسين عليه السلام ما كان .
هامش
- بدانيد كه خداوند امتحان مىفرمايد شما را در نصرت ما ، وشما همسايگان وپناهندگان ماييد ودر پناه جد ماييد وشما جوانمردانيد ودوستان ماييد ، لاجرم دشمنان ما را از ما دفع دهيد . »
پاسخ أصحاب :
أصحاب چون اين كلمات بشنيدند ، به هاىهاى بگريستند وبانگ ويله وناله درهم افكندند : وقالوا : « نفوسنا دون أنفسكم ودماؤنا دون دمائكم وأرواحنا لكم الفداء ، واللَّه لا يصل إليكم أحد بمكروه وفينا الحياة وقد وهبنا للسّيوف نفوسنا وللطّير أبداننا ، فلعلّه نقيكم زلف الصّفوف ونشرب دونكم الحتوف ، فقد فاز من كسب اليوم خيراً وكان لكم من المنون مجيراً . »
وهمآواز گفتند : « اى أهل بيت رسول خدا ! جانهاى ما برخى 2 جانهاى شماست وخونهاى ما فداى خونهاى شماست وأرواح ما خاص از براي شما فديه اى است ، قسم به خداى كسى از در خصمي با شما نزديك نتواند شد ، چند كه ما زنده باشيم . وبدانيد كه ما در راه شما ، جانهاى خود را دست باز داشتيم تا نثار حدود سيف وسنان شود وتنهاى خود را وقف نموديم تا طعمهء نسور 3 وعقبان گردد ، باشد كه در حفظ وحراست شما بكوشيم تا شربت مرگ بنوشيم . همانا امروز به فوز وفلاح ، آن كس دست يابد كه در راه شما سر دهد . »
1 . اجتناء : چيدن .
2 . برخى ( بر وزن چرخى ) : فدا شدن ، قربان گرديدن .
3 . نسور - جمع نسر - : كركس .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 287 - 289
در « بحار » از « خرائج » نقل كرده كه امام باقر فرمود : على مردم را تا دو ميل يك ميل به كربلا برد وخود از آنها پيشى گرفت تا به جايى كه مقذفانش گفتند : چرخى زد وفرمود : « در اينجا دويست پيغمبر وپيغمبرزاده همه شهيد كشته شدهاند وبارانداز وقتلگاه شهيدان شيفتهاى است كه گذشتگان بر آنها پيش نبودند وپس از آنان هم كسى به پايهء آنها نرسد . » كمرهاى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 91 مىگويم : ابنعباس درست گفت كه چون اورا به كنارهگيرى از حسين سرزنش كردند ، جواب داد كه : « أصحاب حسين كم وزياد نشوند ، ما نديده آنها را به نام مىشناسيم . » محمد بن حنفيه هم فرمود : « ياران أو به نام خود وپدر نزد ما نوشته دار [ ند ] . »
كمره اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 137