هامش
- در خانهء فاطمه زهرا دختر رسول خدا صلى الله عليه وآله كه در مسجد ( مدينه ) بود ، به دنيا آمد .
ونيز از قاسم بن عبدالرزّاق نقل كرده است كه : منظور بن زَيّان فزاري - كه جدّ مادرى حسن بن حسن بود - بر وى وارد شد وبدو گفت : « گويا زن گرفتهاى ؟ »
حسن گفت : « آرى ! دختر عمويم حسين بن علي را به زنى گرفتهام . »
منظور گفت : « بد كارى كردهاى . مگر نمىدانى كه چون نطفهء دو رحم ( وخويش ) بأهم درآميزند ، لاغر ونحيف گردند ! تو خوب بود كه زنى از عربهاى عادى بگيرى . »
حسن بدو گفت : « خدا فرزندى از أو به من داده است . »
منظور خواست تا أو را ببيند . حسن بن حسن فرزندش عبداللَّه را به نزد أو آورد . منظور از ديدن آن فرزند خرسند شد وگفت : « پسرى نيك آوردهاى ؛ همانند شيرى است كه حالت حمله بخود گرفته . »
حسن گفت : « خداى فرزند ديگرى نيز از اين بانو به من روزى كرده است . »
منظور خواهش كرد تا أو را هم نشان دهد . حسن فرزند ديگرش را كه همنام خودش بود ونامش را حسن گذارده بود ، به نزد منظور آورد . وى چون أو را بديد ، گفت : « به خدا اين را نيز نيك آوردهاى ؛ ولى مانند فرزند نخستين تو نيست . »
حسن بار سوم گفت : « خدا فرزند ديگرى هم كه سومين فرزند من است ، از اين زن روزى من كرده است . »
منظور درخواست كرد أو را هم ببيند . حسن پسرش إبراهيم را نزد أو آورد . منظور گفت : « از اين پس ديگر به نزد آن زن مرو . »
حسن بن حسن بن حسن بن علي بن ابىطالب عليه السلام
مادرش فاطمة بنت الحسين عليه السلام بود ، ومردى خداپرست وفاضل وپارسا بود ، ودر مورد امر به معروف ونهى از منكر با زيديّه همعقيده بود .
إبراهيم بن حسن بن حسن بن علي بن ابىطالب عليه السلام
كنيهاش أبو الحسن ومادرش فاطمة بنت الحسين عليه السلام بود .
يحيى بن علي منجم از عمر بن شبّه برايم حديث كرد وگفت : « هر إبراهيم نامى از فرزندان علي عليه السلام كه ذكر شد ، كنيه شان أبو الحسن بوده است . »
أحمد بن سعيد از يحيى بن حسن حديث كرده است وگويد : « إبراهيم بن حسن از همه كس در زمان خود به پيغمبر خدا صلى الله عليه وآله شبيهتر بود . »
1 . جرباء ، به شترى مىگويند كه مبتلا به مرض جرب است .
رسولي محلاتى ، ترجمهء مقاتل الطالبيين ، / 179 - 181 ، 183 ، 184