ثمّ خرج أخوه عبداللَّه بن الحسن بن عليّ عليهما السلام ، فقتل أربعة عشر رجلًا ، ثمّ قتله هانئ بن ثبيت الحضرميّ ، فاسودّ وجهه لعنه اللَّه . « 1 »
ابن أمير الحاجّ ، شرح شافية أبي فراس ، / 370
« 1 »
هامش
( 1 ) - بعد از وى ، عبداللَّه أكبر بن حسن به ميدان آمد وأو كه مكنى به ابىبكر بود ، اين ارجوزه قرائت كرد :إن تنكروني فأنا ابن حيدره * ضرغام آجام وليث قسوره
على الأعادي مثل ريح صرصره * أكيلكم بالسّيف كيل السّندره 1وحمله افكند ورزمى صعب داد وچهارده تن از فرسان سپاه را به ضرب سيف وسنان تباه ساخت . ناگاه مردى كه أو را هانى بن ثبيت حضرمي مىناميدند ، مغافصة 2 بر وى بتاخت وأو را مقتول ساخت ودر زمان از اين بزرگگناه روى أو سياه گشت . أبو الفرج سند به حضرت باقر عليه السلام مىرساند كه : « قاتل عبداللَّه ، حرملة بن كاهل اسدى است . »
1 . « اگر نمىشناسيد ، من پسر حيدر وشير بيشهها ( دلاور معركهها ) هستم . بر سرِ دشمنان مانند تندبادِ مرگم . شما را به وسيلهء شمشير با پيمانهء بزرگ مىپيمايم ( يعنى سخت وبسيار مىكشم ) . »
2 . مغافصة : بىخبر وناگهان .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيّد الشهدا عليه السلام ، 2 / 329 - 330
وچهارده تن از دلاوران آن سپاه را عبداللَّه أكبر بن حسن سلام اللَّه عليهما به دوزخ فرستاد .
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 373
ودر يوم طف به دست مردى از بنى عدى شهيد شد .
سپهر ، ناسخ التواريخ امام حسن مجتبى عليه السلام ، 2 / 276
ابن عبد ربه در عقد الفريد گويد : مردى شامي نظرش بر عبداللَّه بن حسن بن علي افتاد كه زيباتر مردم بود . گفت : « من اين جوان را خواهم كشت . »
مردى به أو گفت : « واي بر تو ! دست از أو بدار . »
نپذيرفت وأو را شمشير زد . چون ضربت به دو رسيد ، فرياد كشيد : « عمو به دادم برس . »
جواب داد : « لبيك ! اين آوازى است كه يارش كم است وخوندارش بسيار . »
حسين بر كشندهء أو حمله كرد ودستش را بريد وبا ضربت ديگرش كشت .
من گويم : ابن عبد ربه ظاهراً اشتباه كرده وعبداللَّه را به جاى قاسم بن حسن نام برده است .
طبري گويد : « پيادگان را زد واز خود دور كرد . »
كمرهاى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 167
در بحار گويد : پيش از كشته شدن قاسم ، عبداللَّه بن حسن كه أو را اوّل ياد كرديم ، به ميدان رفت .
ولى أصح آن است كه پس از قاسم به ميدان رفت ومىگفت :گر ندانيدم منم فرزند حيدر * شير بيشه هستم وضرغام نر
بهر دشمن ريشهكن چون باد صرصر-