هامش
اين واقعه بود ، چون اين بديد ، به نزد يزيد دويد واين خبر هولناك را به أو داد . يزيد نيز بيمناك شد . فرمان كرد : « دژخيم را هم در آن حفيره به خاك سپارند وسيّد سجاد را باز آرند . »
اين وقت روى به أهل بيت آورد .
فَقالَ : قَبَّحَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ ، لَوْ كانَتْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُ قَرابَةٌ وَرَحِمٌ ما فَعَلَ هكَذا بِكُمْ وَلا بَعَثَ بِكُمْ عَلى هذا .
گفت : « خداوند زشت كناد عبيداللَّه پسر مرجانه را . اگر در ميان شما وأو قرابت رحم وخويشاوندى بود . هرگز با شما به اينگونه كار نمىكرد وشما را به اين ذلت وخوارى كوچ نمىداد . »
اين بگفت وأهل بيت را رخصت مراجعت داد واين كرت ايشان را بياوردند ودر مسجدى خراب جا دادند . 8
1 . طمع نداشته باشيد كه شما ، ما را اهانت كنيد وما ، شما را احترام كنيم وشما ما را آزار دهيد وما دست از آزار شما باز داريم . خدا مىداند كه شما را دوست نداريم وبر دوست نداشتن شما ما را ملامتتان نمىكنيم .
2 . زهدان : رحم ، بچهدان .
3 . رايت : پرچم .
4 . ويل : هلاكت . ثبور : لعنت .
5 . دژخيم ( چو إقليم ) : جلاد . مأمور گردن زدن مردم به حكم سلطان .
6 . شراست خوى : بدى وتندى خوى .
7 . خلاصهء معنى : اى بهترين پيغمبر ! حسينت كشته وفرزندانت چون كنيزان خوار گشتهاند . كسى كه از دشنام شنيدن باك ندارد ، باناسزا ايشان را مىترساند . امانتهاى ملائكة گرفتار ستم يزيد حرامزاده گشتهاند .
8 . [ قريب به مضمون اين مطلب در ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 2 / 203 - 204 تكرار شده است ] .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيّد الشهدا عليه السلام ، 3 / 156 - 158
وهم در آن كتاب از منتخب مسطور است كه جناب زينب خاتون ، دختر أمير المؤمنين عليهما السلام فرمود : « اى يزيد ! آيا از خداى تعالى در قتل برادرم حسين نمىترسى وكافى نگشت تو را هتك حرمت ايشان ؟ حتى اينكه كشاندى ما را به سوى خود مانند راندن كنيزان بر شترهاى بىپوشش از بلدي به سوى بلدي ؟ »
يزيد گفت : « همانا برادرت حسين مىگفت : من بهترم از يزيد وپدرم بهتر است از پدر أو ومادرم بهتر است از مادر أو وجدّم بهتر است از جدّ أو . »
وهم در بحر المصائب وبعضي كتب ديگر مسطور است كه چون يزيد از در مكر وخديعت از قتل امام عليه السلام اظهار برائت كرد ، جناب زينب كبرى ناله برآورد وفرمود : « اى يزيد ! برادرم حسين را جز تو كسى شهيد نساخت ؛ والّا پسر مرجانه را كجا آن يارا بود كه فرزندان احمد ومحمود را بكشد ؟ اى يزيد ! از خدا در كشتن حسين نترسيدى با اينكه رسول خدا صلى الله عليه وآله مكرر در حقّش فرمود : « الحسن والحسين سيِّدا شباب أهل الجنّة » ؟ اگر انكار كنى ، دروغ گفته باشى واگر تصديق نمايى ، همانا با نفس خودت خصومت ورزيده باشى كه مرتكب چنين امرى شنيع گرديدى . » -