زياد : واللَّه لقد اجترأ عليَّ زائدة حين يرحل « 1 » إلى أمير المؤمنين حتّى يأتيني بالكتاب في تخلية « 2 » رجل قد كان من شأني أن أطيل حبسَه ، عليَّ به . فمرّ به عَمرو بن نافع أبو عثمان - كاتبٌ لابن زياد - وهو يُطلَب ، وقال له : النّجاء بنفسك ، واذكرها يداً لي عِندَك .
قال : فخرج زائدة ، فتوارى يومَه ذلك . ثمّ إنّه خرج في أناسٍ من قومه حتّى أتى القعقاعَ بن شَوْر الذّهليّ ، ومسلم بن عمرو الباهليّ ، فأخذا له من ابن زياد الأمان « 3 » .
قال هشام : قال أبو مخنف : ولمّا كان اليوم الثّالث ، خرج المختار إلى الحجاز . « 4 » « 4 »
الطّبري ، التّاريخ ، 5 / 569 - 571 / عنه : ابن عساكر ، تاريخ دمشق ، 20 / 220 - 222 رقم 2231
هامش
( 1 ) - [ ابن عساكر : « ترحّل » ]
( 2 ) - [ ابن عساكر : « بتخلية » ]
( 3 ) - [ إلى هنا حكاه عنه في ابن عساكر ]
( 4 ) - أبو جعفر گويد : « در نيمهء ماه رمضان همين سال [ 64 ] مختار بن أبىعبيد ثقفى به كوفه آمد . »
نضر بن صالح گويد : شيعيان ، ناسزاى مختار مىگفتند وملامت أو مىكردند به سبب رفتارى كه با حسن ابن علي داشته بود ، آن روز كه در سياهچال ساباط زخم خورد وأو را به ابيض بردند .
گويد : وقتي أيام حسين رسيد ومسلم بن عقيل را به كوفه فرستاد ، وى در خانهء مختار فرود آمد . همان كه اكنون خانهء سلم بن مسيب است .
مختار بن أبي عبيد با ديگر مردم كوفه با مسلم بيعت ونيكخواهى كرد ومطيعان خويش را سوى أو خواند تا وقتي كه مسلم قيام كرد . آن روز مختار در دهكدهء خويش به نام لقفا در ناحية خطرنيه بود . هنگام ظهر خبر يافت كه ابن عقيل در كوفه ظهور كرده كه قيام وى در آن هنگام از روى وعده با يارانش نبود ، بلكه وقتي بدو گفته بودند كه هانى بن عروهء مرادي را زدهاند وبداشتهاند ، قيام كرده بود . مختار با غلامان خود بيامد وبعد از مغرب به باب الفيل رسيد .
عبيداللَّه براي عمرو بن حريث پرچمى بسته بود ، أو را سالار همگان كرده بود وگفته بود كه در مسجد بنشيند . وچون مختار بيامد وبر باب الفيل ايستاد ، هانى بن أبي حيه وادعى بر أو گذشت وگفت : « چرا اينجا ايستادهاى ، نه با مردمى ونه در خانهء خويش . »
گفت : « رأى من از بزرگى گناه شما آشفته است . »
گفت : « به خدا گمان دارم كه خودت را به كشتن مىدهى . » آنگاه پيش عمرو بن حريث رفت وسخنى را كه با مختار گفته بود ، با جواب مختار براي أو بگفت .
عبد الرحمان بن أبي عمير ثقفى گويد : وقتي هانى بن أبي حيه گفتار مختار را به عمرو بن حريث خبر داد ،