وهوازن باثني عشر رأسا ، وتميم بسبعة عشر رأسا ، وبنو أسد بستّة عشر رأسا ، ومذحج بسبعة رؤوس ، وجاء سائر النّاس بثلاثة عشر رأسا ، ورأس مولانا الحسين عليه السّلام قد رفعوه على ذابل طويل ، وسيّروه على رأس عمر بن سعد ، وقد أخذ عمودا من نور الأرض إلى السّماء كأنّه البدر ، والقوم يسيرون على نوره ، وقد شالوا كلّ الرّؤوس على الرّماح . « 1 »
ابن أمير الحاجّ ، شرح الشّافية ، / 377 - 378
وأمر ابن سعد بالرّؤوس ، فقطعت ، واقتسمتها القبائل لتتقرّب إلى ابن زياد ، فجاءت كندة بثلاثة عشر ، وصاحبهم قيس بن الأشعث ، وجاءت هوازن باثني عشر ، وصاحبهم
هامش
( 1 ) - مع القصة ! چون عمر بن سعد سر مبارك سيد الشهدا عليه السّلام را با خولى سپرد ، فرمان كرد تا ديگر سرها را تنظيف كردند واز خاكوخون بستردند وبدينگونه بر أقوام لشكر بخش كرد تا در طلب تقرب درگاه وكسب منزلت وجاه به نزد ابن زياد برند : قيس بن أشعث كندى را كه قائد قبيلهء كنده بود ، سيزده سر بسپرد وشمر بن ذي الجوشن كه سرهنگ قوم هوازن بود ، دوازده سر بداد وجماعت بنى تميم را هفده سر بهره افتاد وگروه بنى أسد را شانزده سر بهره رسيد ومردم مذحج حامل هفت سر بودند وسيزده سر بر ساير قبايل بخش نمود . اين جمله را به جانب كوفه روان داشت وخود روز عاشورا ببود وشب را نيز بغنود وروز يازدهم را تا گاهى كه آفتاب از زوال بگشت ، در كربلا أقامت نمود وبر كشتگان سپاه خويش نماز گذاشت وهمگان را به خاك سپرد وأصحاب حسين عليه السّلام وأهل بيت رسول خداى ، آنان كه سر از تن برداشتند وآنان كه سر نبريدند ، جسد همگان را در بيابان بيفكندند . روز يازدهم چون روز از نيمه بگذشت ، عمر بن سعد آهنگ كوفه نمود .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السّلام ، 3 / 26 - 27
ودر كيفيت بردن سرها به كوفه نيز مطلب صحيحي نرسيده [ است ] ؛ غير اينكه ابن شهرآشوب در مناقب ومحمد بن أبي طالب موسوى در مقتل كبير ، بردن قبايل سرهاى مطهره را به نزد ابن زياد لعين ذكر كردهاند . أول به آنكه طايفه كنده سيزده سر منور بردند رئيس ايشان قيس بن أشعث بود وهوازن بيست سر ورئيس ايشان شمر بن ذي الجوشن بود وبنو تميم نوزده سر وبنو أسد نه سر وساير لشكر نه سر . پس اين هفتاد سر .
ومحمد بن أبي طالب گويد : « مجموع هفتاد وهشت سر بود ؛ ولكن وضع بردن را كه بر نيزه بود ، يا به نحو ديگر متعرض نشدهاند وسيد بن طاووس در لهوف وشيخ ابن نما در مثير الأحزان مىفرمايد : « عمر بن سعد لعين سر امام حسين عليه السّلام را در روز عاشورا با خولى بن يزيد اصبحى وحميد بن مسلم ازدى فرستاد به نزد ابن زياد وبه أو امر كرد سرهاى باقي أصحاب وأهل بيت آن سرور را از تن جدا كردند وهفتاد ودو سر بود وآنها را با شمر بن ذي الجوشن وقيس بن أشعث وعمرو بن الحجاج لعنهم اللّه فرستاد ؛ « فاقبلوا بها حتّى قدموا الكوفة وأقام بقية يومه واليوم الثّاني إلى زوال الشّمس ، ثم رحل بمن تخلّف من عيال الحسين » .
ودر بعض نسخ لهوف ، هفتاد ودو سر نيست ؛ بلكه هفتاد وهشت سر را ذكر كرده است واين كلام سيد وابن نما دلالت دارد كه باقي سرها را نيز در يوم عاشورا فرستاد .
بيرجندى ، كبريت احمر ، / 486