هامش
-إنّ الرّماح الواردات صدورها * نحر الحسين تقاتل التّنزيلا
ويهلّلون بأن قتلت وإنّما * قتلوا بك التّكبير والتّهليلا
وكأنّما قتلوا أباك محمّدا * صلّى عليه وآله جبريلا ( 1 )( 1 ) . خلاصهء اشعار : همانا نيزههايى كه به گلوى حسين مىآيد با قرآن مىجنگد . كوفيان هنگام كشتن تو « لا إله إلّا اللّه » مىگويند درصورتىكه با كشتن تو ، اين كلمات را مىكشند يا گويا جدت پيغمبر را مىكشند .
سپهر ، ناسخ التّواريخ سيد الشهدا عليه السّلام ، 2 / 393
أبو مخنف از امّ كلثوم حديث مىكند كه : « بعد از قتل حسين ، شنيدم كه گويندهاى اين شعر گفت وأو را نديدم . »واللّه ما جئتكم حتّى بصرت به * بالطّفّ منعفر الخدّين منحورا
وحوله فتية تدمى نحورهم * مثل المصابيح يغشون الدّجى نورا
وقد ركضت ركابي كي أصادفه * من قبل يلثم وسط الجنّة الحورا
فردّني قدر واللّه بالغه * وكان أمر قضاه اللّه مقدورا
كان الحسين سراجا يستضاء به * واللّه يعلم أنّي لم أقل زورا ( 1 )امّ كلثوم مىفرمايد : « أو را سوگند دادم كه چهكس باشى ؟ »
گفت : « ملكي از ملوك جنم ، با قوم خويش آمدم كه حسين را نصرت كنم . وقتي رسيدم كه أو را كشته ديدم . »
( 1 ) . خلاصهء اشعار : حسين را در زمين كربلا سر بريده ديدم . وگردش جوانانى به خون آغشته بودند كه مانند چراغهاى درخشان تاريكى را زدوده بودند . خواستم خود را به حسين برسانم ، ولى قضاوقدر نگذاشت . حسين چراغى نوربخش بود . به خدا سوگند كه دروغ نگفتم .
سپهر ، ناسخ التّواريخ سيد الشّهدا عليه السّلام ، 2 / 393 - 394
بعضي از اشعار طوايف جن كه در سوگوارى حسين عليه السّلام آورده بودند ، در ذيل روايات نگاشته آمد .
اكنون كه باب نوحهء جن را عنوان سخن ساختم ، از تحرير تكرار برخى از آن اشعار پرهيز نجستم . در كتاب عوالم سند كه به عبد اللّه بن حسان الكناني منتهى مىشود ، مىگويد : گريستند قبايل جن بر حسين بن علي بن أبي طالب واين شعر از ايشان است :ماذا تقولون إذ قال النّبيّ لكم * ماذا فعلتم وأنتم آخر الأمم ؟
بأهل بيتي وإخواني ومكرمتي * منهم أسارى ومنهم ضرّجوا بدم ( 1 )نوحهء جن : وحكيم بن داود سند به داوود رقى مىرساند ، مىگويد : جد من مرا حديث كرد كه وقتي حسين عليه السّلام شهيد شد ، جن به اين اشعار بر وى نوحه كرد :يا عين جودي بالعبر * وأبكي فقد حقّ الخبر
إبكي ابن فاطمة الّذي * ورد الفرات وما صدر
الجنّ تبكي شجوها * لمّا أتى منه الخبر -