هامش
- خورش نداشتم . بامدادان صائم به حضرت أو شتافتم . چون أو را به سكون يافتم ، ساكن شدم وشكر خداوند بگفتم .
وديگر از علي بن الحسين كه از رواة است ، سند به حنان مىرساند كه گفت : « در حضرت أبو عبد اللّه عليه السّلام عرض كردم : چه مىفرمايى در زيارة قبر حسين عليه السّلام ؟ از بعضي به من رسيده است كه زيارة حسين با حج أكبر به يك ميزان مىرود . »
چون مجلس از بيگانه پرداخته نبود ، از در تقيه فرمود : « نه چندان كه تو را به شگفت آورده است . »
ولكن زره ولا تجفه ، فإنّه سيّد شباب الشّهداء وسيّد شباب أهل الجنّة وشبيه يحيى بن زكريّا ، وعليهما بكت السّماء والأرض .
فرمود : « زيارة كن حسين را وجفا بر أو مكن كه أو سيد جوانان شهيدان وسيد جوانان أهل جنان است وشبيه يحيى بن زكريا است وبر اين هردو آسمان وزمين گريستند . »
ابن وليد وجماعتى از مشايخ نيز اين حديث را بدينگونه از حنان روايت كردهاند ودر قصص راوندى نيز از أبى عبد اللّه عليه السّلام مروى است كه : « آسمان وزمين بر أبو عبد اللّه سلام اللّه عليه گريستند وسرخگونه برآمدند وجز بر حسين به هيچكس نگريستند ، الّا بر يحيى بن زكريا . »
ودر عيون أخبار از حضرت رضا عليه السّلام مروى است كه فرمود :
« إنّه بكت السّماوات والأرضون لقتله » .
وديگر در اخبار تابعين وصحابه ونيز در مناقب ابن شهرآشوب ، سند به نضرهء ازديه مىرسد كه مىگويد : « گاهى كه حسين عليه السّلام شهيد شد ، آسمان خون باريد وچندكه ما را چاه بود وكوزها داشتيم ، از خون سرشار شد . »
وقرظة بن عبد اللّه گويد : « در نيمروزى نگريستم كه آسمان خون باريد وجامههاى سفيد را خونافشان كرد وچنان شد كه شتران چون از پى آب به وادى شتافتند ، خون يافتند واز آن پس مكشوف افتاد كه اين حادثه در روز قتل حسين حديث گشت .
وديگر اسامة بن شبيب از أم سليم حديث مىكند :
« قالت : لمّا قتل الحسين ، مطرت السّماء كالدّم ، حتّى أحمرّت منه البيوت والحيطان . »
وهمچنان يعقوب سند به نضرة الازديه مىرساند كه گفت : « چون حسين مقتول شد ، آسمان خون باريد وما صبح كرديم واشياى ما همه آغشته در خون بود . »
در امالى طوسي سند به عمار بن أبي عمار مىشود :
قال : مطرت السّماء يوم قتل الحسين دما عبيطا .
ونيز ثعلبى حديث مىكند : -