وإن تكن الأبدان « 1 » للموت أنشئت * فقتل الفتى بالسّيف في اللّه أفضل
عليكم سلام اللّه يا آل أحمد * فإنّي أراني عنكم اليوم أرحل
أرى كلّ ملعون كفور « 2 » منافق * يروم فنانا جهلة « 3 » ثمّ يعمل
لقد غرّهم حلم الإله وإنّه * كريم حليم لم يكن قطّ يعجل
لقد كفروا يا ويلهم بمحمّد * وربّهم في الخلق ما شاء يفعل « 4 »
هامش
( 1 ) - [ ينابيع المودّة : « الأجساد » ] .
( 2 ) - [ ينابيع المودّة : « ظلوم » ] .
( 3 ) - [ ينابيع المودّة : « جهرة » ] .
( 4 ) - چون تشنگى بر آن جناب غالب شد ، به جانب نهر فرات روان شد چون به نزديك آب رسيد ، سواران وپيادگان آن كافران سر راه بر آن جگرگوشهء خير البشر ونور ديدهء ساقى حوض كوثر گرفتند وايشان زيادة از چهار هزار نفر بودند . آن شير خدا با لب تشنه بسيارى از ايشان را به سراى جحيم فرستاد .
صف لشكر را شكافت وأسب را در ميان آب راند وبه أسب خطاب فرمود : « تو أول آب بخور تا من آب خورم . »
أسب دهان از آب برداشت وانتظار مىكشيد كه أول آن امام تشنهلب آب بياشامد .
چون امام كفى از آب برگرفت كه بياشامد ، ملعونى فرياد زد كه : تو آب مىآشامى ولشكر مخالف در خيمههاى حرم درآمدهاند ؟ حضرت آب را ريخت وروبه خيمهها روانه شد . ديد كه آن خبر ، اصلى نداشت .
دانست كه مقدر شده است كه روزهء آن روز را از آب كوثر به دست خير البشر افطار نمايد .
مجلسي ، جلاء العيون ، / 685 - 686
أيضا ابن شهرآشوب وديگران روايت كردهاند كه حضرت سيد الشهدا عليه السّلام در صحراى كربلا تشنه شد ، خود را به كنار فرات رسانيد وآب برگرفت كه بياشامد ، ملعونى تيرى به جانب آن جناب انداخت كه بر دهان مباركش نشست ، حضرت فرمود : « خدا هرگز تو را سيراب نگرداند . »
پس آن ملعون تشنه شد وهرچند آب مىخورد سيراب نمىشد تا آنكه خود را به شط فرات افكند ، وچندان آب آشاميد كه به آتش جهنم واصل گرديد .
أيضا روايت كردهاند كه چون امام حسين عليه السّلام از آن كافران جفاكار آب طلبيد ، بدبختى در ميان آنها ندا كرد : « يا حسين يك قطره از آب فرات نخواهى چشيد تا آنكه تشنه بميرى يا به حكم ابن زياد درآيى . »
حضرت فرمود : « خداوندا أو را از تشنگى بكش وهرگز أو را ميامرز . »
پس آن ملعون پيوسته العطش فرياد مىكرد ، وهرچند آب مىآشاميد سيراب نمىشد تا آنكه تركيد وبه جهنم واصل شد . -