هامش
- پلنگ وجگر نهنگ داشت ، جلدي كرد ومشك را به دوش چپ افكند وتيغ را به دست چپ گرفت ودشمنان را همى دفع داد . با دست چپ مىزد ومىكشت ومىانداخت واين شعر تذكره مىكرد :واللّه إن قطعتم يميني * إنّي أحامي أبدا عن ديني
وعن إمام صادق اليقين * نجل النّبيّ الطّاهر الأمين
نبيّ صدق جائنا بالدّين * مصدّقا بالواحد الأمين ( 24 )اين همىگفت ورزم همىزد تا از كثرت زخم وسيلان خون سستى گرفت . ديگرباره حكيم بن طفيل واگر نه نوفل الأزرق از ورأى نخلهاى بيرون تاخت ودست چپش را از پايان ساعد بينداخت . عباس مشك را به دندان گرفت واين شعر بگفت :يا نفس لا تخشي من الكفّار * وأبشري برحمة الجبّار
مع النّبيّ السّيّد المختار * مع جملة السّادات والأطهار
قد قطعوا ببغيهم يساري * فأصلهم يا ربّ حرّ النّار ( 25 )وبا ركاب همى مهميز زد ، باشد كه خود را به لشكرگاه برادر كشاند . ناگاه تيرى بر مشك آن حضرت آمد وآب آن بريخت وپيكان ديگر بر سينهء مباركش رسيد وحكيم بن طفيل عمودى از آهن بر فرق شريفش فرود آورد . اينوقت عباس از أسب درافتاد وفرياد برداشت كه : « اى برادر ! مرا درياب . »
حسين عليه السّلام چون شهاب ثاقب بر سر أو حاضر شد وعباس را در كنار فرات تشنه ومجروح ومطروح ديد . آن دستهاى مقطوع وآن تن پارهپاره را نظاره كرد وسخت بگريست وفرمود :
الآن انكسر ظهري وقلّت حيلتي .
« اكنون پشت من شكسته ورشتهء تدبير وچاره گسسته گشت . »
واين اشعار قرائت كرد :تعدّيتم يا شرّ قوم ببغيكم * وخالفتم دين النّبيّ محمّد
أما كان خير الرّسل أوصاكم بنا ؟ * أما نحن من نجل النّبيّ المسدّد ؟
أما كانت الزّهراء أمّيّ دونكم ؟ * أما كان من خير البريّة أحمد ؟
لعنتم وأخزيتم بما قد جنيتم * فسوف تلاقوا حرّ نار توقّداين اشعار را امام عليه السّلام كه در واقعهء ديگر با اندك بينونتى ( 26 ) به اختلاف حركت روى ( 27 ) قرائت فرمود ؛ چنانكه مرقوم شد . تواند بود كه آن حضرت دو كرت اين اشعار را با قليل اختلافى قرائت كرده باشد .
اسناد اين حديث به سيد سجاد عليه السّلام منتهى مىشود .
قال : رحم اللّه العبّاس ، فلقد آثر وأبلي وفدا أخاه بنفسه حتّى قطعت يداه ، فأبدله اللّه بهما جناحين يطير بهما مع الملائكة في الجنّة ، كجعفر بن أبي طالب . وإنّ للعبّاس عند اللّه عزّ وجلّ منزلة يغبطه بها جميع الشّهداء يوم القيامة .
مىفرمايد كه عباس عليه السّلام را خداوند تبارك وتعالى ، دو بال عنايت فرمود ؛ چنانكه عم أو جعفر طيار را ، واين دو بال را به ازاى ( 28 ) دو دست أو عطا كرد كه قطع شد وأو با فرشتگان در بهشت خداى مانند -