كارى كه منافق انجام مىدهد اشاره مىكند ، زيرا : بديهي است كه دوستى وعلاقهء به دنيا بر منافقان وجز آنها چيره مىباشد ، به دليل آن كه أمور دنيا بر ايشان محسوس وبا آن در تماسند ، ولى نسبت به آخرت وخصوصيات آن وهدفى كه از خلقت آنان در دنيا اراده شده آگاهى ندارند ، علاقهاى نشان نمىدهند ، مگر كسى را كه خداوند هدايت فرموده وبا كششى معنوي به طرف خود ، أو را از أمور باطل مادّى ودنيوي حفظ كرده است .
ودر اين جمله به مطلب ديگرى نيز اشاره شده است وآن كمياب بودن وجود نيكان وصالحان است چنان كه خداوند در قرآن كريم مىفرمايد :
« . . . قالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِهِ وَإِنَّ كَثِيراً .
« 5 » » ، ودر آيهء ديگر نيز فرموده است :
« . . . يَعْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ مِنْ .
« 6 » » ، سپس امام عليه السلام به بيان حالت منافقان با پيشوايان ضلالت پرداخته وچنين فرموده است : ثمّ بقوا بعده ، اين امر بديهي است كه بلافاصله پس از وفات رسول أكرم هنوز پيشوايان گمراهى بطور رسمي وجود نداشتند ، بنا بر اين مىتوان سخن امام را به دو وجه توجيه كرد :
1 - چون حضرت يقين دارد كه در آيندهء نزديك چنين امرى پيش مىآيد آن را به منزله واقع فرض كرده ، وكلام فوق را بيان فرموده است .
2 - اشاره به كساني است كه پس از پيامبر أكرم باقي مانده واز اطرافيان معاوية شدند ، چون أو در آن هنگام پيشواى گمراهان بود .
( 50088 - 50038 )
ورجل سمع من رسول اللَّه ( ص ) شيئا لم يحفظه . . . لرفضه . . . ،
اشاره به قسم دوم از ناقلان روايت است .
هامش
( 5 ) سوره ص ( 38 ) قسمتى از آية ( 23 ) يعنى : « . . . بجز كساني كه ايمان آورده وكارهاى نيك انجام دادند وچنين اشخاصى در جامعه كماند » .
( 6 ) سوره سبا ( 34 ) قسمتى از آية ( 12 ) يعنى : « . . . واندكى از بندگان من سپاسگزارند . »