كمك نمىكند وباعث سكون ولكنت آن مىشود ، ولى اگر انديشه ونطق به آسانى در ذهن أو حضور يابد به زبان مهلت آرامش نمىدهد .
( 54584 - 54573 )
وانّا لأمراء الكلام ،
در اين عبارت امام ( ع ) كلمهء امراء را براي خود وخاندانش استعاره آورده به دليل اين كه ايشان زمان سخن را در اختيار دارند ومانند فرمانروايان در متصرّفات خود ، در آن دخل وتصرف مىكنند ولفظ عروق را از استعدادهاى سخن كه در قلوب آنان قرار دارد ونيز تنشّب كه به معناى تعلّق ورابطهء محكم است وهمچنين عصون را به عنوان استعاره آورده است زيرا ، چنان كه شاخههاى درختان ميوه باعث مىشود كه آدمي به آسانى دسترسى به ميوه پيدا كرده واز آن استفاده كند ، زمينههاى خدادادى به اين خانواده نيز سخنگويى را بر ايشان آسان ساخته است ، ولفظ تهدّلت را هم كه به معناى آويخته شدن است به عنوان ترشيح براي اين استعاره ذكر فرموده است .
مفاسد زمان حضرت وأصناف مردمش پس از بيان منشأ سخن وسخنورى خود وخاندان گراميش به مطلب ديگرى پرداخته وآن وضع زمان خود ومردمى است كه در آن موقع مىزيستهاند ، وبراي آنان اين أوصاف را بيان كرده است :
( 54597 - 54587 ) 1 - حق گويان در اين زمان اندكند ، وعلت آن هم شروري است كه جامعهء امروز را فرا گرفته است ، واين همان معنايى است كه در خطبهء شمارهء 31 ج 2 در شرح أيها الناس انا قد أصبحنا في دهر عنود وزمن كنود بيان شد كه زمان چگونه سبب بدى وخوبى مىشود وبدى وخوبى زمان در حقيقت صفت أهل زمان است .
( 54602 - 54598 ) 2 - در اين روزگار ، زبان انسان از بيان حقيقت ناتوان است ، وعلت آن دو چيز است ، يكى جهل وناداني ودوم ظلم وستمى است كه جامعهء امروز را