تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
مىشود وانديشه‌ات مدهوش به هم خوردن شاخسارهاى درختانى مىگردد كه ريشه‌هاى آنها در تپه‌هايى از مشك بر كنار جويبارهاى بهشت پنهان گشته ، وبر خوشه‌هاى مرواريد تازه كه بر شاخه‌هاى كوچك وبزرگ آن آويزان است ، وپيدايش ميوه‌هاى گوناگون كه از درون غلافهاى خود سر بيرون كرده وبىهيچ رنجى به دلخواه در دسترس قرار مىگيرد واله ودلباخته مىشوى ، كساني كه به بهشت در مىآيند بر آستانه كاخهاى آن ( جامهاى ) عسل مصفّا وآشاميدنيهاى روح افزا به دور آنها به گردش در مىآيد ، اينها گروهى هستند كه كرامت وبخشش إلهي ، پيوسته شامل حال آنهاست ، تا آن گاه كه به سراى جاويد در آيند واز رنج سفرها وزحمت نقل وانتقالها آسوده شوند . پس اى شنونده ! اگر دل را به ياد ديدنيها ومناظر دلربايى كه در آن جا به تو رو مىآورد مشغول بدارى ، از شوق وصول به آنها جان از تن تهى خواهى كرد ، وبراي رسيدن به آنها از اين جا با شتاب به ديار مردگان وهمسايگى آنان خواهى شتافت ، خداوند به لطف ورحمت خويش ما وشما را از آنانى قرار دهد كه براي رسيدن به سر منزل نيكان از دل وجان مىكوشند . »

[ شرح ]

( 35151 - 35076 )

فرموده است : فلو رميت ببصر قلبك .

اين جمله استعاره لطيفى است ، يعنى اگر با ديده بصيرت بنگرى ، ودر معناى آنچه از لذّتها وخوشيهاى بهشت برايت تعريف وتوصيف مىشود بينديشى ، بهره‌ها وخوشيهاى دنيا را هر چه هم زيبا وشگرف باشد ، با كاميابيها ولذّتهاى بهشت در خور مقايسه وبرابرى نديده ، ودر ميان آنها جز نيستى كه زاييده وهم وخيال است نمىيابى ، ودر اين هنگام مىبينى كه نفس تو از دنيا بيزار ، واز متاع آن وآنچه در آن خوشى ولذّت شمرده مىشود روگردان است ، وانديشه‌ات سرتاسر متوجّه به هم خوردن برگها وخم شدن شاخه‌هاى پربار درختان بهشت است ، پس از اين امام ( ع ) به گونه‌اى درختان ونهرها وجويبارهاى بهشت وديگر چيزهايى كه آنها را بر شمرده توصيف مىكند كه رساتر وگوياتر از آن
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 569 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم